تبليغاتX
جامعترین وبلاگ نظامی فارسی


جنگنده های میگ-۲۹ در مراسم روز ارتش جمهوری اسلامی ایران


 

استعداد نيروي زميني عراق در آغاز تهاجم، 48 يگان بود : 12 لشگر (شامل پنج لشگر پياده، پنج لشگر زرهي و دو لشگر مکانيزه) و همچنين 15 تيپ مستقل (شامل 10 تيپ پياده،‌ يک تيپ زرهي، يک تيپ مکانيزه، و سه تيپ نيروي مخصوص) به اضافه تيپ 10 گارد رياست جمهوري و نيز نيروهاي گارد مرزي شامل 20 تيپ مرزي. ماشين نظامي عراق با بهره‌مندي کامل از تجهيزاتي نظير 800 قبضه توپ، 5400 دستگاه تانک و نفربر، 400 قبضه توپ ضد هوايي، 366 فروند هواپيما و 400 فروند هلي‌کوپتر، از آمادگي عملياتي مناسبي برخوردار بود. ارتش عراق متناسب با اهداف و بررسي و تحليل عواملي چون موقعيت جغرافيايي نوار مرزي و اولويت‌بندي اهداف ارضي مانور گسترده‌اي را تدارک ديده بود. در گام نخست، مرز ايران و عراق در طراحي مانور به بخش هاي مشخص تقسيم شد: 1-جبهه جنوب : حد فاصل خرمشهر و آبادان تا دهلران. 2-جبهه مياني : دهلران تا جنوب دربنديخان. 3-جبهه شمالي : دربنديخان تا اشنويه. جبهه جنوب در استراتژي نظامي عراق اهميت بسياري داشت و تلاش اصلي ارتش بعث به شمار مي‌رفت در اين بخش اهداف مهمي چون دزفول، انديمشک، اهواز، سوسنگرد، خرمشهر و آبادان قرار داشتند.
آشنايي با جنگ
سازماندهي ارتش عراق در حمله سراسري به مرزهاي ايران اسلامي مبتني بر ارزش‌يابي از مناطق مورد نظر و براساس جزئيات مانور زرهي براي هريک از يگان‌هاي عمل کننده تدوين شده بود و سپس يگان‌ها با ابلاغ ماموريت‌هاي محوله در سراسر مرز صف‌آرايي کردند. جبهه جنوب
براساس طرح مانور ارتش بعث هدف اصلي عمليات که جبهه جنوب بود به عهده سپاه سوم عراق گذاشته شد اين سپاه که لشگرهاي 1و5 مکانيزه و لشگر 9 زرهي را بر عهده داشت براي شروع جنگ لشگر 3و10 زرهي و تيپ 33 نيروي مخصوص را که قبلاً در سازمان نيروي دريايي عراق بود تحت امر خود گرفت.
محورهاي پيش‌بيني شده عمليات از سوي طراحان جنگ براي تهاجم يک ارتش کلاسيک مبتني بر راهها و معابر وصولي بود که به طور طبيعي روش خاصي از تهاجم را ديکته مي‌کرد از مشخصات بارز اين روش استفاده از جاده به منظور تردد وسايل زرهي و پشتيباني از تک بود.برهمين اساس سپاه سوم عراق نيز متناسب با معابر موجود در جبهه‌هاي جنوب مانور خود را به شرح زير طراحي کرد :
1-محور تنومه، شلمچه، خرمشهر :
هدف اصلي دشمن در اين محور محاصره شهر خرمشهر، عبور از رودخانه کارون و محاصره و اشغال کامل شهر آبادان بود.
2-محور نشوه، جفير، اهواز :
هدف اصلي در اين محور حرکت به سمت اهواز بود اين دو محور ابتداي به لشگر 5 مکانيزه، واگذار شد تا حداکثر با چهار تيپ ضمن محاصره خرمشهر، عبور از کارون و محاصره آبادان و پاکسازي منطقه وسيعي از جنوب اهواز خود را به اهواز رسانده و با لشگر 9 زرهي الحاق کند.
3-محور عماره، چزابه،‌بستان، سوسنگرد :
اين محور از مهمترين معابر وصولي به سمت مرکز استان خوزستان، يعني اهواز به شمار مي رفت .بنابراين لشگر 9 زرهي موظف شد ضمن تصرف شهرهاي بستان، سوسنگرد، و حميديه، خود را به اهواز رسانده در آنجا با ديگر يگان‌هايي که از جنوب و شمال به اين نقطه مي‌‌رسيدند الحاق کند.
4-محور فکه، شوش، دزفول :
پيشروي در اين محور به دليل گستردگي زمين و عمق اهداف به دو لشگر 1 مکانيزه و 10 زرهي واگذار شد که هردو مي‌بايستي از معابر فکه و اطراف آن وارد عمل مي‌شدند. لشگر 1 ماموريت داشت پس از عبور از فکه به سمت رودخانه و قطع کردن جاده اهواز –انديمشک، محاصره اهواز را از طريق شمال کامل کند.لشگر 10 نيز ماموريت داشت با پشت سر گذاشتن مرز در محور پاسگاههاي شرهاني و بجليه، با دو فلش به حرکت خود ادامه دهد. با فلش اول به پاکسازي عين‌خوش و دشت عباس بپردازد و سپس حرکت خود را به سمت پل نادري روي رودخانه کرخه ادامه داده و با عبور از آن دزفول را محاصره کند و با فلش دوم در محور دهلران جناح مطمئني را برقرار سازد.
در مجموع سپاه سوم علاوه بر يگان‌هاي عمل کننده فوق که قرار بود هريک در مراحل اوليه وارد عمل شوند. لشگر 3 زرهي را نيز به عنوان احتياط در اختيار خود داشت تا در صورت لزوم وارد عمل سازد.
جبهه مياني
سپاه دوم عراق فرماندهي و هدايت عمليات را در اين جبهه به عهده داشت براساس ماموريت و اهميت محور لشگرهاي 6و12 زرهي، 2و4و8 پیاده و همچنين چند تيپ مستقل در اختيار اين سپاه قرار گرفت. در اين جبهه نيز متناسب با روح کلاسيک حاکم بر ارتش مجهز عراق محورهاي عملياتي مشخص و براي هريک اهدافي تعيين شد هدف عمده در اين جبهه تصرف بخش‌هايي از خاک جمهوري اسلامي بود تا امکان هرگونه واکنش از رزمندگان اسلام به سمت بغداد از بين برود و با تأمين بغداد اهداف اصلي در جنوب بهتر پي‌گيري شود.
براي تأمين اين هدف تنگه و گردته پاتاق در عمق 50 کيلومتري خاک جمهوري اسلامي به عنوان نقطه‌اي کليدي و سوق‌الجيشي در نظر گرفته شده بود طبق اين طرح فعاليت دشمن از شمال تا پل دواب شامل ارتفاعات دالاهو و شاه‌نشين و از سمت جنوب تا ارتفاعات مهم کاسه‌گران گسترش مي‌يافت براين اساس اهداف :
1-محور قصرشيرين، سرپل‌ذهاب، پاتاق.
تصرف اين محور که مهمترين بخش عمليات اين جبهه به شمار مي‌رفت سه لشگر به عهده داشتند:«لشگر 6 زرهي مي‌بايست مستقيماً از محور خسروي وارد شده و ضمن اشغال قصرشيرين تا سرپل‌ذهاب و گردنه پاتاق پيشروي کند .اين لشگر را از دو جناح لشگرهاي 4و8 پياده حمايت مي‌کردند .لشگر 8 در شمال قصرشيرين،‌با هدف دشت ذهاب و شهر سرپل‌ذهاب و لشگر 4 نيز در جنوب قصرشيرين، به سمت گيلانغرب جناح راست را حفظ مي‌کرد.
2-محور مندلي، سومار، نفت‌شهر :
اين ماموريت به عهده لشگر 12زرهي بود به دليل نبود اهداف مهم در اين محور ماموريت لشگر 12 به شهرهاي مرزي سومار و نفت شهر و برخي ارتفاعات در شرق اين دو شهر محدود مي‌شد. 3-محورمهران :
اين محور با هدف تصرف شهر مهران و تسلط بر تنگه کنجانچم و در نتيجه قطع جبهه جنوب و شمال به لشگر 2 پياده عراق واگذار شد. جبهه شمالي
مسئوليت اين جبهه بر عهده سپاه يکم عراق بود که دو لشگر 11و 7 پياده را تحت امر خود داشت اين سپاه ماموريت داشت ضمن حفاظت از منطقه و کنترل معارضين عراقي نيروهاي ضد انقلاب را در وارد ساختن ضربه به جمهوري اسلامي ايران تجهيز، تقويت و هدايت کند و در صورت لزوم نيز برخي از ارتفاعات را به اشغال در آورد يگان‌هاي تحت امر سپاه يکم با وجود اهداف محوله، عملاً نقش احتياطي نيروي زميني ارتش عراق را بر عهده داشتند.
 

منبع: کتاب آشنايي با جنگ


+ نوشته شده توسط سعید در سه شنبه چهاردهم شهریور 1385 و ساعت |