تبليغاتX
جامعترین وبلاگ نظامی فارسی

Persian 'Cats
By Tom Cooper & Farzad Bishop

 

خلبانان اف-14 نيروي هوايي شاهنشاهي ايران، از بهترين و زبده‏ترين خلبانان نيروي هوايي ايران به شمار مي‏رفتند، (اگرچه خلبانان اف-4 و اف-5 ايران ممكن است بر سر اين جمله مشاجره كنند و گاه بر آن خرده بگيرند، زيرا پيش از انقلاب‎‏، نيروي هوايي ايران يكي از پنج قدرت اول جهان به شمار مي‏رفت) به همين دليل، اين خلبانان با افتخار لباس خود را كه با ديگران متفاوت بود، بر تن مي‎كردند؛ اگرچه نشان يگان آنها (در لباسشان) كمتر مشهود بود و هرگز بر روي هواپيما نشاني از يگان خدمتي درج نمي شد و تنها شماره پايگاه شکاري و پچ مربوط به تامکت ثبت مي گرديد. (اين رويه پس از انقلاب 1979 نيز حفظ گرديد)

 

 

اف14 در خدمت نيروي هوايي شاهنشاهي ايران (IIAF)

ايران سفارش 80 فروند F-14A در دو مرحله به کارخانهء «گرومن» ارائه کرده بود؛ مرحلهء اول در اوائل سال 1974 به تعداد 30 فروند و مرحلهء دوم 50 فروند. هواپيماهاي اف14 سفارش داده شدهء ايران، به تدريج از ژانويهء 1976 (بهمن ماه 1354) به خدمت نيروي هوايي ايران (IIAF) در آمدند و تا تابستان 1977 (تير ماه 1356)، با پيشرفت آموزش و رسيدن به نقطهء آمادگي مطلوب خدمهء مخصوص، به طور کامل عملياتي شده بودند.

در اواخر سال 1978 (دي ماه 1357)، هشتادمين اف14 سفارشي ايران، به جاي تحويل، جهت منظورهاي آزمايشي سوختگيري هوايي در ايالات متحده نگهداري شد. با اين حال، در حدود 120 خلبان و 80 ريو (RIO = اپراتور رادار در کابين عقب اف14)، که ويژهء تامکت انتخاب شده بودند به همراه يک گروه ديگر تقريبن دورهء آموزشي خود را طي کرده بودند.

به دستور ش ا ه فقيد ايران، از سال 1977، اف14 هاي نيروي هوايي ايران، در يک سري از ماموريتهاي تمريني شرکت جستند. در اين تمرينات، اف14ها با حداکثر مهمات خود بارگذاري مي شدند. در نهايت، اين تمرينات، با چند شليک بسيار تماشايي موشکهاي AIM-54 پايان پذيرفت. دو شليک از اين موشکهاي AIM-54 توسط نيروي هوايي شاهنشاهي ايران، به صورت غيررسمي، موفق به کسب رکورد جهاني در زمينهء کسب بيشترين سرعت، ارتفاع و فاصله تا هدف براي يک موشک هوا به هوا شدند.

به تاريخ اکتبر 1978، دو فروند F-14A نيروي هوايي شاهنشاهي ايران، يک فروند MiG-25 شوروي را که در ارتفاع بسيار بالا و سرعت زياد در حال پرواز به سمت ايران بود، بر روي درياي خزر، شناسايي و رهگيري کردند و مانع از ورود جنگندهء شوروي به آسمان ايران شدند. اين عمليات که با قفل شدن رادار و سيستم موشکي فونيکس بر روي ميگ-25 همراه بود، باعث شد تا اتحاد شوروي، به پروازهاي شناسايي خود در آسمان ايران، پايان دهد.

 

اف14 به شماره سريال 6001 3

اولين جنگندهء اف14 که براي ايران ساخته شد و قبل از ارسال به انبار نيروي هوايي در پايگاه هوايي خاتمي (اصفهان)، مدت نسبتن کوتاهي مورد استفاده قرار گرفت. ابن هواپيما، مدت چند سال را در انبار سپري کرد تا به سال 1981، نيروي هوايي اسلامي ايران (IRIAF)، اين هواپيما را به واسطهء قطعاتي که مخفيانه توسط دولت ايالات متحده به ايران ارسال شده بود، راه اندازي کرده و وارد خدمت نمود. اين هواپيما در طول چند سال بعد، در چند نبرد هوايي با هواپيماهاي عراقي شرکت جست.

 

نيروي هوايي اسلامي ايران (IRIAF)، يک نيروي هوايي جديد؟

به تاريخ فوريهء آوريل 1979 و تغيير حکومت در ايران، و خراب شدن روابط با ايالات متحده، انتظار مي رفت که ايران نتواند هيچکدام از اف14 ها را عملياتي نگه دارد. اين انتظارات به دليل شايعاتي در مورد خرابکاري هواپيماها توسط پرسنل آمريکايي شاغل در نيروي هوايي، قبل از ترک ايران، قوت بيشتر گرفت.

تا تاريخ سپتامبر 1980، نيروي هوايي ايران به نيروي هوايي جمهوري اسلامي ايران تغيير نام داده (IRIAF)، و مديريت جديد، شمار زيادي از هواپيماهاي عملياتي را به دليل مشکلات امنيتي ناشي از پاکسازي افسران، زنداني کردن، تبعيد يا بازنشستگي اجباري و اعدام پرسنل وفادار به ش ا ه از دست داده بود.

IRIAF در چنين شرائطي حياتش را شروع کرد و تامکتهايش درگير جنگي خونين با عراق شدند و حتا قبل از آغاز رسمي جنگ، اولين شکار خويش را به تاريخ 9 سپتامبر 1980 انجام داده بودند.

اما IRIAF به معني همان IIAF قديمي بود با تمام قابليتهايش: خلبانان و افسران بسيار ماهر و تکنسين هاي زميني کارآزموده. تمامي اين افراد پشت هر عقيده اي که داشتند، بسيار ميهن پرست بودند. اين افراد صادقانه در خدمت نيروي هوايي ماندند و کاري را انجام دادند که کمتر کسي قادر به بيان آن است و آن خدمت صادقانه به وطن بود، در جريان جنگي که رخ داده بود.

 

اف14 به شماره سريال 6020 – 3

اين اولين تامکتي شناخته مي شود که به سوي يک MiG-25 عراقي، موشک AIM-54A (فونيکس) را شليک کرد. اين درگيري به تاريخ 15 مي 1981 (ارديبهشت 1360) رخ داد و موشک فونيکس، به دلائل نامعلوم، تنها باعث خسارات اندکي در ميگ25 عراقي شد که گفته مي شود به وسيلهء خلبانان روسي هدايت مي شد. پس از اين، ميگ25 عراقي، با سرعت 2800 کيلومتر بر ساعت، به سمت پايگاهش در عراق فرار کرد.

 

اف14 به شماره سريال 6022 – 3

اين همان تامکتي است که به تاريخ 21 جولاي 1981، در فضاي بين بغداد تا مرز ايران، عليرغم دستوري که خدمهء اف14 بر عدم ورود به فضاي عراق تحت هر شرائطي داشتند، دو فروند رهگير MiG-23 عراقي را با شليک تنها يک موشک AIM-54A سرنگون ساخت!

 

اف14 به شماره سريال 6024 – 3

اف14 با شماره سريال 6024 3 مشهورترين تامکت در طول دوران حياتش محسوب مي شود. اين تامکت در طول خدمت خود در نيروي هوايي شاهنشاهي، يکي از دو اف14 اي بود که اقدام به رهگيري و قفل نمودن رادار خود بر روي MiG-25RBS (نوع شناسايي ميگ25) کرده بود. به تاريخ اکتبر 1978، دو فروند اف14 متعلق به پايگاه شکاري مهرآباد، بر روي درياي خزر، به مدت دو دقيقه، اقدام به رهگيري و قفل نمودن رادار خود بر روي ميگ25 شوروي نمودند و هواپيماي شناسايي شوروي، راهي بهتر از فرار در ارتفاع 65000 فوتي را نيافت!

 

اف14 به شماره سريال 6027 – 3

تامکت به شماره سريال 6027 3 به عنوان هواپيمايي شناخته مي شود که زودتر از بقيهء همتاياتش در جنگ به کار گرفته شد. اين هواپيما پيشتر متعلق به گردان 72 پايگاه شکاري بود، اين يگان، قبل از سال 1980، به هواپيماهاي F-4D مجهز شده بود. سپس به پايگاه شکاري مهرآباد منتقل گشت و در کنار چند تامکتي قرار گرفت که ماموريتهاي تمريني و پروازهاي دفاع هوايي براي پايتخت (تهران) را انجام مي دادند.

 

اف14 به شماره سريال 6032 – 3

اين تامکت، مثالي خوبي است از تغييراتي که در اسکادرانهاي عملياتي اف14 ها در طول جنگ با عراق داده شد. در ابتداي جنگ، در پايگاه هفتم شکاري بود، پس از شروع جنگ، يکي از اولين تامکتهايي بود که به طور کامل مورد تعميرات اساسي (اورهال) در ايران قرار گرفت.

از سال 1986، اين تامکت به گردان 81 ام پيوست و به تاريخ ژانويهء‌ 1987، موفق شد يک MiG-23 عراقي را سرنگون کند.

هواپيماي 6031 6 اغلب با دو موشک AIM-54A و چهار موشک AIM-9P بارگذاري مي شد؛ اين پيکربندي حمل مهمات، ترکيبي متعارف براي مقابله با هواپيماهاي مهاجم عراقي نظير: MiG-25، Tu-16 يا Tu-22 بود. به همين دليل، پرسنل IRIAF سعي مي کردند وزن هواپيماهاي اف14 را پائين نگه دارند تا سوخت براي مواقعي که نياز به پرواز پرسرعت با پس سوز جهت تعقيب هواپيماهاي مهاجم لازم باشد، حفظ گردد. (اين پيکربندي بارگذاري مهمات، کامل نيست و از تعداد 6 موشک فونيکس تنها 2 موشک نصب مي شود، از اين رو، اف14 وزن کمتر و در نتيجه، مصرف سوخت کمتري خواهد داشت)

 

اف14 به شماره سريال 6039 – 3

هواپيماي 6039 3، اف14 اي است که دوربردترين شکار تاريخ جنگهاي هوايي جهان را به نام خود به ثبت رسانده است. اين هواپيما، به تاريخ 20 فوريهء 1987، با شليک يک موشک AIM-54A، يک فروند Mirage F1-EQ6 عراقي را به خلباني ستوان يکم احلان، از فاصلهء 150 کيلومتري مورد هدف قرار داد؛ خلبان عراقي، در دم کشته شد.

 

اف14 به شماره سريال 6047 – 3

اين تامکت، هواپيمايي است که هم قبل و هم بعد از انقلاب 1979، چند بار توسط مورد عکاسي قرار گرفته يا توسط ناوهاي جنگي خارجي در منطقهء خليج فارس، رويت شده است. در يکي از اين ماموريتها (که مورد عکاسي و شناسايي قرار گرفته است) اين هواپيما به سال 1986، از پايگاه شکاري تبريز، مجهز به يک موشک AIM-54A، دو موشک اسپارو و دو موشک سايدوايندر به منظور ايجاد پوشش هوايي (Combat Air Patrol) به هوا بلند شده است.

 

تنها در شش ماه پس از شروع جنگ، اف14 هاي ايران، بيش از 50 پيروزي هوايي بدست آوردند که عمدتن در برابر هواپيماهايي نظير MiG-21 و MiG-23 و معدودي نيز در برابر Su-20/22 بود. در مقابل نيز، فقط يک فروند F-14A (در نزديکي اهواز) به دليل برخورد قطعات متلاشي شدهء ميگ21 هدف قرار گرفته شدهء عراقي، دچار آسيب شد.

جنگ بين ايران و عراق، در 2 سال اول، مبدل به يک جنگ فرسايشي شد. دليل آن، ايجاد وقفه هاي طولاني بين نبردهاي کوتاه مدت ولي بسيار خونين و تلخي بود که به جهت نياز دو طرف براي سازماندهي مجدد و تجديد تدارکات مورد نياز نيروهاي نظامي، لازم مي گشت.

سرانجام در بهار سال 1982، (فروردين و ارديبهشت 1361)، نيروهاي ايراني موفق شدند متجاوزان عراقي را به پشت مرزهاي بين المللي عقب برانند و از آن تاريخ تا اواسط سال 1988 (تير و مرداد 1367)، ايران در موقعيت مهاجم قرار گرفت.

 

اف14 به شماره سريال 6052 – 3

اطلاعات چنداني از سابقهء خدمتي هواپيماي 6052 3 در جنگ در اختيار نمي باشد، جز آنکه اين هواپيما از ابتدا، در خدمت گردان 73 ام شکاري بوده و اغلب طول مدت جنگ را در پايگاه هفتم شکاري، نزديک شيراز، به سر برده است. در اين مدت، يک فروند MiG-25 عراقي به تاريخ فوريه 1986 توسط اين هواپيما سرنگون گشت. از سرانجام اين تامکت، اطلاعي در دست نمي باشد.

 

اف14 به شماره سريال 6063 – 3

اين هواپيما اساسن براي خدمت در گردان 73 ام شکاري در نظر گرفته شده بود. (مستقر در پايگاه هفتم شکاري شيراز) اين هواپيما پيش از انقلاب، جزو هواپيماهاي رزرو نيروي هوايي محسوب مي شد و چند سال را نيز به همين دليل در انبار سپري کرده بود، تا اينکه در اواسط دههء 1980، به دليل جنگ، مجددن تحت سرويس قرار گرفته و عملياتي شد و جهت تقويت گردان 72 ام شکاري مستقر در مهرآباد، به آنجا پيوست؛ جايي که به سال 1987، براي آخرين بار در آنجا ديده شد.

 

بين سالهاي 1982 و 1986، تامکتهاي ايران، به تدريج، در يک سلسله از گشتهاي هوايي بر روي مناطق حساس سياسي يا اقتصادي نظير: تهران و جزيرهء خارک، شرکت مي جستند. اغلب اين گشتهاي هوايي، توسط تانکرهاي سوخت رسان Boeing 707-3J9C پشتيباني مي شدند. در اواخر جنگ، به دليل محدوديت در تعداد هواپيماهاي عملياتي، اين گشتهاي هوايي، اغلب تا 10 ساعت نيز به طول مي انجاميد که در اين مدت، اف14 هاي ايراني، 4 بار سوختگيري هوايي انجام مي دادند!

زمان و نبردهاي جديد هوايي که پيش آمد، باعث شد پيروزي هاي اندکي نصيب تامکتهاي ايران شود، اما آنها در نقش اصلي شان که همانا ايجاد ترس در نيروي هوايي عراق بود، انجام وظيفه کردند؛ و دليل آن (ترس)، زيانهاي سنگيني بود که پيش از اين در نبرد با اف14 هاي ايراني، عايد جنگنده هاي عراقي شده بود. از اين رو، جنگنده هاي عراقي، از هر نوع مقابله با تامکتهاي ايراني پرهيز مي کردند؛ بنابراين نفس حضور تامکت در آسمان منطقه، به تنهايي، مانع صدها حملهء هوايي عراق شده بود؛ و اين نيز به دليل دقت و کشندگي بسيار سيستم رادار AWG-9 و موشک بسيار دوربرد هوا به هواي AIM-54A موسوم به «فونيکس» بود. اين توانايي بود که تا پيش از آن، تاثير و دقتش در جنگ، در هيچ سيستم پدافند هوايي به اثبات نرسيده بود؛ آن هم در يک مدت طولاني.

تا سال 1987، هواپيماهاي عراقي، به وسيلهء تامکتهاي ايراني، تلفات بسيار سنگيني را متحمل شدند. بدين جهت، نيروي هوايي عراق، به دنبال راه چاره اي براي برابر کردن توان خود در نبردهاي هوايي، مي گشت. سرانجام در اوائل سال 1988، دولت فرانسه تصميم گرفت يک سري از جنگنده هاي ميراژ F.1EQ-6 را به عراق تحويل دهد که مجهز به موشکهاي پيشرفتهء هوا به هواي Super 530D و Magic Mk.2 بودند. به دنبال وقوع يک سري نبردهاي هوايي که در ماههاي فوريه، مارس و مي 1988 (اسفند، فروردين و ارديبهشت 1367) رخ دادند، هواپيماهاي عراقي، خساراتي را به نيروي هوايي ايران وارد کردند که از آن جمله، هدفگيري دو فروند اف14 ايراني در جولاي 1988، به وسيلهء موشکهاي 530D Super شليک شده از ميراژ F.1EQ-6 در يک نبرد هوايي بود.

با در نظر گرفتن اوضاعي که تحت آن، اف14 و خدمهء شان، مجبور به عملياتي کردن هواپيمايشان در جريان جنگ هشت ساله با عراق شده بودند، بدون آنکه پشتيباني راداري از جانب آواکس يا ساير هواپيماهاي پيش اخطار، داشته باشند، و همچنين بدون وجود يک پشتيباني صحيح از جانب سايتهاي پدافند زميني، در برابر دشمني که به طور مداوم، با جنگنده هاي توانا و رادارهاي جديد، سيستم هاي ضدعمل الکترونيک پيشرفته و تسليحات مدرن که از جانب سه قدرت بزرگ شوروي، فرانسه و ايالات متحده روانهء عراق مي شدند، تجهيز مي شد، و همچنين با در نظر گرفتن فشاري که به طور مداوم از جانب رژيم تهران بر پرسنل تامکتها اعمال مي شد، عملياتي نگه داشتن هواپيمايي به پيچيدگي تامکت، به معجزه شباهت پيدا مي کند.

اين مسئله (عملياتي بودن تامکتها) به دليل موفقيت آنها در جنگ و همچنين ايفاي نقش پيشتازي در بين ساير هواپيماهاي نيروي هوايي ايران، به اثبات رسيده است. پشت اين حقيقت، که اغلب ناظران در سرتاسر جهان، قادر به درک آن شدند، نتيجهء نلاش فوق العادهء پرسنل IRIAF و سرمايه گذاري فراوان ايراني ها نهفته است.

 

تاثير گذر زمان بر اف14 هاي ايراني

با گذشت زمان بر اف14 هاي ايراني، تغييرات خيلي کمي در جزئيات ظاهري آنها به وقوع پيوسته است.

در طول دههء 1970، کلمهء IIAF در قسمت جلوي بدنه، زير کابين درج شد و هواپيماهاي اف14 ايران از شماره 6001 3 تا 6079 3 سريال بندي شدند. اين هواپيماها همچنين به شمارهء پايگاه شکاري محل خدمتشان نيز ناميده مي شدند؛ مانند پايگاه هفتم يا هشتم شکاري. براي نشان دادن اين موضوع، از يک دايرهء کوچک که در داخل آن عدد 7 يا 8 نوشته در قسمت دم هواپيما، پائين علامت پرچم، درج مي گرديد.

پس از انقلاب، شمارهء سريال در همان جاي خود حفظ شد، اما محل درج پايگاه خدمتي و نوع پرچم تغيير کرد. در وسط قسمت سفيد پرچم، علامتي را که نشان دهندهء عبارت عربي «الله اکبر» درج کردند و کلمهء IIAF به IRIAF تغيير کرد.

 

اف14 به شماره سريال 6079 – 3

يکي از موفق ترين تامکتهاي ايران، آخرين اف14 تحويل شده به ايران است که با شمارهء سريال 6079 3 مشخص شده است. (هشتادمين اف14 خريده شده به شماره سريال 6080 3، به دليل وقوع انقلاب، هيچگاه تحويل نگشت و جهت انجام آزمايشات پروازي در ايالات متحده نگهداري شد)

هواپيماي 6079 3، اندکي پس از تحويل به نيروي هوايي شاهنشاهي ايران، به عنوان هواپيماي رزرو IIAF، به انبار فرستاده شد، اما با وقوع جنگ در سپتامبر 1980، به خدمت در گردان 82 ام شکاري بازگردانده شد. اين هواپيما، هنوز کلمهء IIAF را بر روي بدنهء خويش داشت اما فاقد نشان پرچم ملي ايران در قسمت دم خود بود. اندکي بعد از ورود به خدمت IIAF 3 – 6079، اين هواپيما موفق شد يک MiG-23 و يک MiG-25 عراقي را سرنگون سازد.

چند ماه پس از ورود به خدمت، هواپيماي IIAF 3 – 6079 به IRIAF تغيير پوشش داد، اما باز هم فاقد نشان پرچم ملي در قسمت دم بود. نشان پرچم در اواخر سال 1981 يا اوائل 1982 بر روي هواپيما درج شد.

اما افتخارات هواپيماي 6079 3 در پرواز مورخ 9 فوريه 1988 تکميل شد. اين هواپيما، با هدايت ستوان يکم خلبان اويسي، در يک نبرد هوايي نابرابر، موفق شد سه فروند ميراژ F.1EQ-6 را عراقي در يک روز و حين دو پرواز به فاصلهء تنها 2 ساعت سرنگون سازد.

 

نکته: به تاريخ 7 ژانويهء ‌1981، يک فروند F-14A متعلق به پايگاه هفتم شکاري، با هدايت سرهنگ خلبان «فرح آور» يک فروند موشک AIM-54A به 4 فروند MiG-23BN که در کنار يکديگر پرواز مي کردند، شليک کرد. گزارشات تاييد شده، حاکي از برخورد موشک به ليدر گروه پروازي ميگهاي عراقي مي باشد که باعث شد ظرف چند ثانيه، هواپيماي مزبور، با انفجار بسيار مهيبي از صفحهء آسمان پاک شود ثانيه اي بعد از انفجار، خسارات بسيار سنگيني به دو هواپيماي مجاورش وارد مي شود. چهارمين ميگ نيز ظاهرن به علت موج انفجار و برخورد ترکش، کنترل خود را از دست داده و سرنگون مي شود.

جهت اطلاعات بيشتر به کتاب «Iran-Iraq War in the Air, 1980-1988» نوشتهء تام کوپر و فرزاد بيشاپ مراجعه فرمائيد.

 

در دستان خلبانان ماهر نيروي هوايي ايران، جنگندهء F-14A ثابت کرد که بهترين شکارچي ميگ در طول جنگ با عراق بوده است. در طول جنگ با عراق، بيش از 160 شکار تاييد شده وسيلهء اف14 هاي ايران به ثبت رسيده است که از اين تعداد، حداقل 30 فروندشان مربوط به شکار جنگنده هاي مشهوري چون Mirage F.1-EQ و MiG-25 مي باشد.

در کنار اين، ايراني ها نمونه اي از اف14 را تحت پروژه اي به صورت «بامب کت» (Bombcat) درآوردند و همچنين آزمايشات نصب و شليک موشک MiM-23 Hawk را بر روي اف14 به انجام رساندند.

مثالي براي اثبات ادعاي شکار هواپيماها، اف14 شمارهء 6020 3 مي باشد که موفق شده است حداقل 6 هواپيما و هليکوپتر عراقي را در طول جنگ سرنگون کند، همچنين اين هواپيما، به عنوان اولين تامکت ايراني شناخته مي شود که به تاريخ مي 1981، موشک AIM-54A را بر عليه MiG-25RB عراقي شليک کرد. اين موشک، باعث ايراد خسارات در ميگ25 عراقي شد، اما هواپيماي عراقي توانست خود را به پايگاهش برساند و فرود آيد.

 

در پاسخ به دوستانی که خواستار ارائهء منبع برای مطالب هستند، باید عنوان شود که کلیهء مطالب این وبلاگ، توسط نویسندگان آن تالیف یا ترجمه گردیده اند. در ذیل، برخی از منابع ذکر می‏گردد:

www.Centralclubs.biz

http://www.commando.ir/forum

www.Acig.org

www.Fas.org

http://en.wikipedia.org/wiki/Main_Page 

+ نوشته شده توسط رضا در جمعه سی و یکم فروردین 1386 و ساعت |

توقف غنی سازی پایان ماجرا نیست. تا زمانی که حمایت از حزب الله و حماس ادامه داشته و موجودیت اسرائیل انکار شود حکومت آمریکا تحت نفوذ لابی پر قدرت اسرائیلی به استراتژی کمتر از تغییر رژیم رضایت نخواهد داد. ندادن تضمین امنیتی حتی در صورت توقف فعالیت های هسته ای از همین جا سرچشمه می گیرد

کنگره عظیم لابی اسرائیلی ایپک (AIPAC-American Israel Public Affairs Committee) با شرکت ۶٠٠٠ نماینده از ١١ مارچ تا ١٣ مارچ ٢٠٠٧ در واشنگتن برگزار گردید. محور اصلی سخنرانی ها و برنامه گروههای کاری چندگانه کنفرانس مقابله با ایران بود. سخنرانان روز پایانی ایهود اولمرت نخست وزیر اسرائیل، نانسی پلوسی سخنگو و رئیس کنگره آمریکا از حزب دموکرات و جان بونر (John Boehner) رهبر اقلیت کنگره از حزب جمهوریخواه بودند.
این روزها مقارن بود با تهیه لایحه برنامه زمانبندی خروج نیروهای آمریکائی از عراق و نیز بودجه اختصاص یافته به جنگ توسط خانم نانسی پلوسی. از جمله موارد برجسته لایحه مزبور این بود که رئیس جمهور را موظف می کرد که برای ورود به جنگ با ایران از کنگره اخذ مجوز نماید که باین ترتیب دست و پای دولت بوش برای حمله ناگهانی و خودسرانه کاملا بسته می شد.
دیک چنی مشاور و عضو هیئت رئیسه تندروترین گروه حامی اسرائیل یعنی جینسا (JINSA-Jewish Institute for National Security Affairs) در سخنرانی خود در کنگره مزبور اظهار داشت: «این امر که ما محتاج بیک برخورد تهاجمی علیه شرور و خباثت های ایران هستیم با قبول عقب نشینی از عراق که منجر به تقویت بدترین دشمنان ما و تضعیف بهترین دوست ما یعنی اسرائیل می گردد هم خوانی ندارد

تام لنتس (Tom Lantos) نماینده کالیفرنیا و رئیس کمیته امور خارجی کنگره با لحنی التماس آمیز در همین کنفرانس ایپک از ۶٠٠٠ تن حاضرین جلسه حواست وی را در راه تهیه یک لایحه ضد ایرانی کمک کنند. او می گوید: «من به کمک شما نیاز دارم. تمنا می کنم طرحی را که من بدنبال آن هستم جدی بگیرید (و به من کمک کنید تا آنرا به تصویب کنگره برسانم). این لایحه مهمترین لایحه ای خواهد بود که کنگره در این دوره به تصویب خواهد رساند لنتس ادامه می دهد که تمام موفقیت هائی که اسرائیل بدست آورده در صورت دسترسی ایران به سلاح هسته ای بر باد خواهد رفت.

بالاخره در روز پایانی ایهود المرت در بخشی از سخنرانی خود در میان کف زدن های ممتد حاضرین گفت: «من می دانم که همه شما که نگران امنیت و آینده اسرائیل هستید اهمیت این امر را بخوبی درک می کنید که آمریکا به یک رهبری قدرتمند برای مقابله با خطر ایران نیازمند است و من مطمئنم که شما کاری نخواهید کرد که از اقتدار این رهبری کاسته شود پس از المرت خانم پلوسی سخنرانی خود را آغاز کرد. اعضاء و میهمانان ایپک که در جریان طرح پیشنهادی وی در خصوص محدود نمودن اختیارات رئیس جمهور و تازه آنهم در چارچوب قانون اساسی آمریکا برای اخذ مجوز از کنگره برای حمله به ایران بودند شروع به "هو" کردن او نمودند.

گوئی این قضیه کار خود را کرد. استراتژی رهبری حزب دموکرات به فوریت تغییر کرد و بخش مربوط به حمله به ایران از لایحه مزبور که چند روز پیش به تصویب رسید درمیان حیرت و ناباوری آنالیستها حذف گردید. حذف این بخش حاکی از سیگنالی بسیار قوی به کاخ سفید بود که برای حمله به ایران راه باز است. اعمال نفودی اینگونه آشکار از سوی ایپک در سیاست گزاری بزرگترین قدرت اقتصادی و نظامی جهان حیرت انگیز است.

در گزارش سال گذشته جان میرزهیمر (John J.Mearsheimer) پرفسور دانشگاه شیکاگو و ستیفن والت (Stephen Walt) از مدرسه جان اف کندی وابسته به دانشگاه هاروارد با عنوان لابی اسرائیل و سیاست خارجی ایالات متحده که شاید نخستین تحقیق آکادمیک در نوع خود بود می خوانیم: «ستون اصلی لابی اسرائیل در کنگره آمریکا قرار گرفته جائی که عملا اسرائیل از هرگونه انتقاد و اعتراضی مصون است. این بیشتر از آن نظر جالب توجه است که اعضاء کنگره که از مجادله در هیچ امری هراسی بخود راه نمی دهند اما زمانی که نوبت به اسرائیل می رسد گوئی انتقادات جای خود را به سکوتی سنگین می دهند. یکی از دلائل این امر اینست که برخی از اعضاء برجسته کنگره مانند دیک آرمی (Dick Armey) مسیحی صهیونیست هستند. وی در سپتامبر ٢٠٠٢ اعلام کرد: اولویت شماره یک من در سیاست خارجی اینست که اسرائیل را مورد حفاظت قرار دهم. قاعدتا تصور میرود که اولویت شماره یک، برای یک نماینده کنگره آمریکا صیانت از منافع آمریکا باشد

سخنرانی آتشین و حماسی کشیش جان هگی (John Hagee) از رهبران مسیحی صهیونیست (Christian Zionists) کلیسای انجیلی (Evangelical ) در گردهمائی مزبور نماینده طرز تفکر بخش بزرگی از جامعه آمریکا و یک قدرت عمده سیاسی در جامعه آمریکاست. جان هگی در سخنرانی خود در کنگره سازمان پرو اسرائیلی AIPAC گفت: «خانمها و آقایان، این روز جدیدی در تاریخ آمریکا است. غول خفته صهیونیسم مسیحی از خواب برخاسته. ۵٠ میلیون مسیحی در آمریکا به پا خاسته اند و به افتخار دولت اسرائیل هلهله سر داده اند. همانطور که می دانید دولت ایران یک خطر جدی هسته ای برای اسرائیل است که نتیجه آن چیزی جز یک هالوکاست اتمی برای اسرائیل نخواهد بود. امروز سال ١٩٣٨ است و احمدی نژاد یک هیتلر جدید است. خانمها، آقایان ما باید تهدید هسته ای ایران را متوقف کنیم. همین حالا! و در کنار اسرائیل این تنها دموکراسی خاور میانه شجاعانه بایستیم. تنها راه برد ما در این جنگ هسته ای اینست که نگذاریم این جنگ هرگز آغاز شود

توقف تهدید ایران هسته ای و این که «نگذاریم این جنگ هرگز آغاز شود» دعوتی آشکار به از میان بردن تاسیسات هسته ای ایران بود آنهم همین حالا بدون فوت وقت. در همین روزها درحالیکه جریان تصویب قطع نامه شورای امنیت سازمان ملل علیه ایران به موضوع روز خبرگزاری های جهان تبدیل شده بود خبر ناگهانی دیگری آنرا تحت الشعاع قرار داد. ایران ١۵ نفر از خدمه و نیز افراد نظامی انگلیسی را در آبهای اروند روز( شط العرب ) دستگیر کرد. قبل از اینکه مطبوعات غربی از این حادثه بعنوان آدم ربائی یاد کنند آسوشیتد پرس گزارش داد "فرمانده ارتش عراق که مسئولیت حراست از آبهای این کشور (فرمانده نیروی دریائی) را برعهده دارد سایه ای از تردید برروی ادعای بریتانیا که افراد مذکور در آبهای عراق بوده اند انداخت. ژنرال حکیم جاسم در یک مصاحبه تلویزیونی با آسوشیتد پرس در شهر بصره گفت: «ما توسط ماهیگیران عراقی که از آن منطقه بازگشته اند مطلع شدیم که قایق های مسلح انگلیسی در محدوده ای که خارج از کنترل عراق است حضور داشته اند. ما نمی دانیم آنها در آن منطقه چه می کرده اند. آنان توسط قایق هائی که هویت آنها هنوز برای ما شناخته شده نیست محاصره شده اند

آنچه که مسلم است با توجه به اختلافاتی که بین ایران و عراق در خصوص مرز آبی اروند رود دهها سال است که در جریان است تشخیص اینکه سربازان انگلیسی در آبهای ایران و یا عراق حضور داشته اند مسئله ای بسیار تکنیکی است اما آنچه که مسلم است دستگیری این عده و همزمانی آن با افزایش تنش های بین المللی علیه ایران بهیچ وجه نمی تواند اتفاقی باشد. دستگیری این عده شب پیش از صدور قطع نامه در شورای امنیت حاوی یک پیام صریح و روشن علی الخصوص به روسیه و چین و سپس اروپا بود. ایران بطور سمبولیک گوشزد کرد که بی توجه به اینکه آمریکا در حال افزایش فشارهای بین المللی حول محور ایران است و بی توجه به اینکه بزرگترین تجمع نظامی آمریکا از سال ٢٠٠٣ هم اکنون در خلیج فارس شکل گرفته، ایران از هیچ گونه برخورد و درگیری ابائی نداشته و آمادگی دارد این تقابل را تا سطح نظامی افزایش دهد. در عین حال حرکت مزبور حاوی اخطاری به آمریکا و انگلیس نیز بود که ربودن جلال شرفی فرد دوم سفارت ایران در عراق، ۵ ایرانی دیگر در اربیل، مرگ مشکوک اردشیر حسن پور دانشمند برجسته هسته ای ایران که طبق اطلاعات داده شده توسط سرویس خبری Stratfor و نیز تایمز لندن بدست عوامل موساد کشته شد (ایران مرگ وی را طبیعی اعلام کرد و تصور می رود که اعلام خبر کشتن وی بیشتر به منظور ایجاد رعب در دیگر دانشمندان هسته ای ایران باشد) و بالاخره ناپدید شدن علیرضا عسگری معاون سابق وزارت دفاع ایران و احتمالا رابط ایران با حزب الله لبنان، بی پاسخ نخواهد ماند.

با این حال در ٢۴ مارچ قطع نامه اعمال تحریم های بیشتر برروی ایران به اتفاق آراء در شورای امنیت سازمان ملل به تصویب رسید. برای نخستین بار سپاه پاسداران و واحد قدس مورد تحریم قرار گرفتند و هم چنین واردات و صادرات سلاح از ایران ممنوع گردید. ممنوعیت صدور اسلحه از سوی ایران به این عنوان برقرار گردید که به نظر آمریکا سازمان های تروریستی حزب الله و حماس امنیت آن کشور را مورد تهدید قرار می دهند. صرف نظر از اینکه حزب الله یک نیروی سیاسی قابل توجه در لبنان است و حماس نیز پیروز انتخابات فلسطین و نماینده قانونی مردم فلسطین است این دو سازمان در بدترین حالت تنها تهدید کننده یک کشورند و آن اسرائیل است و هیچ گونه اصطکاک و درگیری نظامی بین آنان و آمریکا و دیگر کشورهای غربی وجود ندارد. از سوی دیگر منع صدور اسلحه ارتباطی به اعمال قوانین NPT و توقف برنامه تحقیقات هسته ای ایران نمی تواند داشته باشد. تصویب محدودیت های فوق این امکان را به آمریکا می دهد که در صورت یاری رساندن سپاه به شورشیان شیعه در عراق و یا ارسال اسلحه به جنبشهای حزب الله و حماس بلافاصله بعنوان نقض قوانین مصوبه شورای امنیت ایران را مورد تجاوز نظامی قرار دهد چیزی که عینا در مورد عراق اتفاق افتاد.

حمایت روسیه از قطع نامه مذکور از سوی ایران توجیه ناپذیر بنظر می رسید اما یک مقام بلند پایه روسی در آغاز ماه مارچ به خبرگزاری ایتارتاس و نووستی گفته بود «روسیه هرگز از ایران در جهت دستیابی این کشور به سلاح هسته ای حمایت نخواهد کرد. ما شریک ایران در بازی ضد آمریکائی آنان نخواهیم شد.» وی همچنین اضافه کرد:» ایرانی ها از موضع سازنده ما سوء استفاده می کنند و هیچ اقدامی در جهت متقاعد کردن ما و همکارانمان( در جهت توقف برنامه های هسته ای خود) انجام نمی دهند. ادامه این وضع (مماشات با ایران) اثر تخریبی و ناگواری بر سیاست خارجی ما و چهره بین المللی ما خواهد داشت

اما چند روز بیشتر زمان لازم نبود که با بالا گرفتن جنگ لفظی بین ایران و آمریکا و انگلیس و افزایش احتمال درگیری، روسیه به طور غیرمنتظره ای به آمریکا در مورد رفتار تهاجمی اش هشدار جدی دهد. در سند ٧٠ صفحه ای که روز سه شنبه ٢٧ مارچ توسط وزارت امور خارجه روسیه منتشر شد موضع آمریکا در قبال ایران به نقد و حتی چالش کشیده شد. در گزارش مذکور آمده است: «جامعه بین المللی نباید هیچ گونه ریسکی که متضمن افزایش خطر مقابله با ایران است را بپذیرد. آمریکا باید به تلاشی صمیمانه و صادقانه در جهت عادی کردن روابط خود با ایران دست زند. هرگونه تلاشی در جهت متهم کردن ایران به عنوان بخشی از محور شرارت و نیز شعار واژگون نمودن رژیم وضع را وخیم تر خواهد کرد.» در همین گزارش آمریکا شدیدن به دلیل آنچه که روسیه آن را استراتژی خزنده آمریکا برای کشاندن جامعه بین المللی بیک بحران بزرگ حول محور ایران می خواند مورد انتقاد قرار گرفته است. گزارش مزبور در خاتمه به نحوی چشمگیر برای نخستین بار پس از پایان جنگ سرد تفوق آمریکا را به چالش طلبیده و می گوید: «موازنه قدرت و فضای رقابتی که پس از جنگ سرد از میان رفته بود تدریجن در حال شکل گیری دوباره است. اسطوره دنیای تک قطبی به طور غیرقابل بازگشت در عراق شکسته شد.»

 

اما آنچه که تقریبا همزمان با انتشار این گزارش جلب توجه کرد مقاله ای بود به قلم روزنامه نگار برجسته روس آندره اوگلانو (Andrei Uglanov) که در هفته نامه Argumenty Nedeli به چاپ رسید. این مقاله که به نظر سیاسی ناظران، یک نوع درز دادن هماهنگ شده و عمدی اطلاعات از درون کاخ کرملین به نظر می آید، از حمله قریب الوقوع آمریکا با مشخص نمودن حتی تاریخ و ساعت حمله به نقل از کارشناسان و عناصر اطلاعاتی و نظامی روسیه سخن می راند. بنا بر نوشته اوگلانو حمله مزبور تحت عنوان عملیات نیش (Operation Bite) در ۶ آوریل ساعت ۴ صبح از پایگاههای مختلف از جمله دیگو گارسیا، ناوهای جنگی در خلیج فارس و نیز ناوگان ششم آمریکا در مدیترانه به هدف نابود کردن تاسیسات هسته ای، پایگاههای نظامی، مراکز دفاع ضد هوائی، مراکز موشکی و مرکز فرماندهی سپاه پاسدارن ایران آغاز گشته و به مدت ١٢ ساعت ادامه خواهد یافت. آمریکا برای درهم شکستن حکومت ایران تنها به اعمال فشار از مجاری رسمی بین المللی و نیز تهدیدات نظامی بسنده نمی کند.

 

نیویورک تایمز هفته گذشته طی مقاله ای افشاء کرد که حکومت آمریکا در خفا به کمپانی های انرژی از جمله رویال داچ شل، رسپول اسپانیا و SKS مالزی و نیز دولتهای چین، هند، پاکستان و مالزی اطلاع داده است که در صورت معامله با ایران، طبق قانون مصوب سال ١٩٩۶ در زمان ریاست جمهوری بیل کلینتون که هر نوع سرمایه گذاری بیش از ٢٠ میلیون دلار در صنعت نفت ایران مشمول تحریم های دولت آمریکا خواهد شد با آنان رفتار خواهد شد. این حرکت آمریکا در صورت اثربخشی می تواند تاثیرات جدی بر صنایع نفت ایران که شدیدا به سرمایه گذاری خارجی نیازمندند داشته باشد.

در اوایل فوریه امسال شرکت انگلیسی- هلندی رویال داچ شل به اتفاق شریک اسپانیائی خود رسپول توافق نامه اولیه ای را برای اجراء طرح بزرگ پروژه گاز طبیعی در پارس جنوبی به مبلغ ١٠ میلیارد دلار با ایران به امضاء رساندند (هنوز قرارداد نهائی نگردیده است). SKS مالزی که یکی از بزرگترین کمپانی های انرژی جهان بشمار می رود در مرحله نهائی امضاء قرارداد ٢٠ میلیارد دلاری طرح اکتشاف حوزه های گاز فردوس و گلشن، هند و پاکستان در مراحل آخر عقد قرارداد خط لوله بزرگ ٧ میلیارد دلاری گاز از ایران و CNOOC چین درآستانه عقد قرارداد نهائی طرح توسعه پارس شمالی به مبلغ ١۶ میلیارد دلار قرار دارد.

به لحاظ سیاسی دولت ایران در شرایط برزخی عجیبی به سر می برد. در حالی که در شرق و غرب کشور نیروهای متخاصم آمریکائی با تجهیزات گسترده و ارتش ٢٠٠ هزار نفری مستقر شده اند، در جنوب سراسر خلیج فارس توسط ناوگان آمریکا تسلیح شده است، حمایت از نیروهای شورشی و تجزیه طلب از قبیل جندالله در سیستان و بلوچستان، پژاک در کردستان و عملیات دائمی تروریستی در خوزستان ادامه دارد و از همه مهمتر آمریکا اعلام کرده است که حاضر نیست هیچ گونه تضمین امنیتی مبنی بر عدم حمله به ایران بدهد، دولت ایران کمترین توجیهی برای متوقف نمودن فعالیت های هسته ای خود نمی یابد. ایران می داند که توقف فعالیت های هسته ای مصادف با آغاز مذاکرات کاهنده ای با غرب به رهبری آمریکا خواهد بود که سالها ادامه خواهد یافت بدون آنکه نتیجه ای عاید گردد.

 

این بار اما برخلاف دفعه قبل شکستن پلمب اولین دستگاه سانتریفوژ به منزله تخطی از قوانین بین المللی و روی آوردن به ادامه تلاش برای ساخت سلاح هسته ای تلقی شده و با عواقبی بس خطرناک روبرو خواهد شد.
بهر رو توقف غنی سازی پایان ماجرا نیست. تا زمانی که حمایت از حزب الله و حماس ادامه داشته و موجودیت اسرائیل انکار شود حکومت آمریکا تحت نفوذ لابی پر قدرت اسرائیلی به استراتژی کمتر از تغییر رژیم رضایت نخواهد داد. ندادن تضمین امنیتی حتی در صورت توقث فعالیت های هسته ای از همین جا سرچشمه می گیرد.
ایران یا آمریکا، کدام یک عقب خواهند نشست؟

برخی تحلیل گران معتقدند در ایران نهایتن عناصر منطقی و پراگماتیست نظیر هاشمی، حسن روحانی، موسوی، ولایتی و خاتمی که همگی از اعضای شورای امنیت ملی اند با افزایش فشارها بخصوص ویرانی اوضاع اقتصادی دست بالا را خواهند یافت و در آن صورت عناصر مخالف جنگ از جمله رابرت گیتس و کاندالیزا رایس نیز در برابر جناح جنگ طلب یعنی دیک چنی،استفن هدلی و الیوت آبرامس در کاخ سفید تقویت خواهند شد. اما برخی دیگر با این نظر مخالف اند و اعتقاد دارند تحت شرایط موجود باید برای انفجار بزرگ آماده بود.

+ نوشته شده توسط رضا در چهارشنبه پانزدهم فروردین 1386 و ساعت |

روز دوشنبه ۱۳ فروردين ۱۳۸۶ ناوگروه اتمی نيميتس به سوی آبهای خليج فارس حرکت می کند.هرچند پنتاگون اعلام کرده که اين ناوگروه قرار است جايگزين ناو هواپيمابر آيزن هاور شود«به دليل پايان مأموريت يگان رزمی آيزنهاور»ولی سخنگوی ناوگان پنج آمريکا حاضر در بحرين اظهار کرد نيازهای عملياتی در نبردهای احتمالی آينده باعث افزوده شدن گروهی ديگر به ماشين جنگی آمريکا در آبهای خليج فارس شده است.

چهار روز پس از بازداشت تفنگداران دريايی انگليس در آبهای اروند، نيروهای آمريکايی سه شنبه «
۲۷ مارس»، بزرگترين مانور نظامی خود از زمان حمله به عراق در سال ۲۰۰۳، را اجرا کردند. «مقامات سپاه پاسداران ايران، اجرای اين مانور را تکذيب کرده و فيلم های منتشر شده از اين تمرين نظامی را دروغ خواندند!»

هرچند «برايان ويتمن» سخنگوی وزارت دفاع آمريکا هدف از برگزاری اين مانور را حفظ ثبات در خليج فارس اعلام کرد اما بسياری از کارشناسان نظامی رزمايش مذکور «که با شرکت دو ناو هواپيمابر،
۱۵ ناو جنگی و۱۰۰هواپيمای شکاری-بمب افکن سوپر هورنت اجرا شد» را تهديدی بسیار جدی برای ايران می دانند.

لازم به يادآوری است که تعداد نظاميان روبه رشد آمريکا در منطقه دوباره به ميزان زمان حمله به عراق در سال
۲۰۰۳ رسيده است.

استعداد نيروی نظامی آمريکا حاضر در خليج فارس:
سردار علی حيدری فرمانده نيروی دريايی سپاه در مورد استعداد ناوگان آمريکا در آبهای خليج فارس به نشريه صبح صادق می گويد:
«تعداد شناورهای آمريکايی مستقر در منطقه، در حال حاضر (تا تاريخ
۳ / ۱۲ / ۱۳۸۵) به حدود ۴۶ فروند می رسد که مرکب از ۶۱ فروند شناورهای رزمی و ۸۴ فروند شناور پشتيبانی می باشند. همچنين اين تعداد شامل يک فروند ناو هواپيمابر «آيزنهاور»، يک فروند ناو هليکوپتربر «باکسر»، يک فروند زيردريايی هسته ای «نيوپورت نيوز» حامل موشک های استراتژيک اتمی می باشد. همچنين تعداد نفرات آمريکايی مستقر دراين شناورها در حال حاضر بيش از ۱۵۷۱۷ نفر است. همچنين تعداد ۶۴ فروند هواپيمای سوپر هورنت و ۱۰۴ فروند هليکوپتر بر روی اين شناورها مستقر می باشد که در صحنه خليج فارس فعاليت دارند. لازم به توضيح است که علاوه برناوهای آمريکايی، تعداد ۲۹ فروند نيز از ساير کشورهای بيگانه در اين منطقه حضور دارند.»

گفتنی است که منابع نظامی خارجی تعداد نيروهای آمريکايی حاضر در منطقه را بيش از
۲۲۰۰۰ نفر تخمين می زنند.


ناو گروههای حاضر در منطقه:
روز شنبه
۳۱مارس اطلاعيه ای از سوی پنتاگون منتشر شد که حاکی از حرکت ناوگروه اتمی نيميتس به سوی خليج فارس بود. بدين ترتيب تعداد ناو گروه های حاضر در منطقه تا سه هفته آينده به ۳ فروند افزايش خواهد يافت.

يگان نظامی آيرنهاور مشهور به ناو هواپيمابر آيزنهاور دارای بيش از
۸۰ جنگنده-بمب افکن F-18E/F، شماری هواپيمای عمود پرواز "سی هرير" و واحد رزمی به ارزش۲۲۰۰ نفر تفنگدار دريايی به فرماندهی «کاپيتان دان لويد» می باشد. وی يکی از افسران عالی رتبه ايست که در رزمايش آزمايشی برای تمرين سناريو های مختلف عليه ايران در نوامبر ۲۰۰۴ شرکت يافته بود و پس از پايان مانور رياست اين ناو به وی سپرده شد.

اين ناوگروه را کشتی های اسکورت، زير دريائی ها اتمی (نزديک شانزده ناو جنگی و تدارکاتی) و چيزی بيش از دوازده هزار سرباز ،خلبان و ناوی امريکائی با صد ها موشک دوربرد (اتمی و متعارف) پشتبانی مي کنند.

تايمز لندن می نويسد هر زمان به تاريخچهء اين ناو «آيزنهاور» نگاهی می اندازيم به اين نتيجه می رسيم که عمدهء علت حضور آنها نهايتن به آغاز جنگ منجر می شود!

ناوگروه جان.سی.استنيس معروف به ناو هواپيمابر جان.سی.استنيس ؛ "کوين آندال" فرمانده ناوگان پنجم نيروی دريايی آمريکا در معرفی تجهيزات و ادوات اين ناو به خبرگزاری فرانسه در منامه گفت: اين ناو هواپيمابر متشکل از حدود 80 جنگندهء اف/ای 18 سوپر هورنت به همراه 4 ناوچهء تهاجمی - پشتیبانی است.

ناو هواپيمابر استنيس همراه با ناوهای گروه خود وظيفه حراست از سواحل غربی امريکا در اقيانوس آرام و حفظ امنيت شهرهای مهم ايالت پرجمعيت کاليفرنيا ازجمله لس آنجلس و سانفرانسيسکو را پس از حملات تروريستی
۱۱سپتامبر بر عهده داشت.

در زمان حاضر، اين دو ناو هواپيمابر آمريکايی یعنی «آيزنهاور» و «استينس» در قالب ناوگان پنجم نيروی دريايی ارتش آمريکا در منطقه مستقر هستند، اما با اضافه شدن ناوگروه اتمی نيميتس، تعداد آنان به زودی به
۳ فروند خواهد رسيد.

يگان رزمی اتمی نيميتس را يک رزمناو موشک انداز،
۴ ناو شکن موشک انداز، يک زير دريايی تهاجمی اتمی همراهی می کنند و در عرشه اين ناو بيش از ۸۰ فروند هواپيمای شکاری-بمب افکن سوپر هورنت، شماری از هليکوپترهای تهاجمی، ضدزيردريايی و دو اسکادران هواپيماهای ويژه جنگ الکترونيک EA-6B و تجسسی + E-2C مستقر است. گفتنی است اين ناو به بزرگترين کشتی جنگی دنيا معروف شده است.

غير از موارد فوق
۲ ناو مادر هليکوپتربر «باکسر» و پشتيبانی «بتن» در حال حفاظت از خليج فارس و گشتزنی در آبهای منطقه هستند.

بسياری از کارشناسان نظامی-سياسی بر غير عادی بودن اين تحرکٌات تأکيد داشته و آن را در راستای طرح نو محافظه کاران آمريکا مبتنی بر حمله بسیار گسترده به تأسيسات هسته ای و نظامی ايران در صورت عدم تعليق غنی سازی اتمی از سوی جمهوری اسلامی می دانند.

هرچند دولت واشنگتن اقدامات خود را در جهت تهاجم نظامی به ايران نمی داند اما شواهد امر حاکی از حقايق ديگری است. واشنگتن پست حرکت اين ناو به سمت خليج فارس را اتفاقی هراسناک خواند.

اين درحالی است که نشريه نيوز ويک در مصاحبه ای با شاهزاده سعود الفيصل از قول ملک عبدالله پادشاه عربستان اظهار می دارد «در جريان گفتگوهای اخير با مقامات ايرانی از جمله منوچهر متکی و دکتر احمدی نژاد به آنها گفتم: مبادا ريسمانی که الان در دست داريد را بيشتر از اين تضعيف کرده و نازک کنيد، زيرا با پاره شدن اين ريسمان شما به ته چاه سقوط خواهيد کرد،وی تأکيد کرده که مقامات ايران در حال بازی با آتش هستند . وی همچنين يادآور شد که به احمدی نژاد گفته است چرا کشور خود را با سياستهايی اين چنينی در معرض خطر حمله قرار می دهيد.»

آيا می توان به صراحت اظهار داشت که ناوگروه ها و نيروهای آمريکايی تنها برای حفظ و حراست دموکراسی و امنيت کشورهای متحد شان پای به عرصه خليج فارس و منطقه می گذارند؟!

+ نوشته شده توسط رضا در یکشنبه دوازدهم فروردین 1386 و ساعت |
ارتشبد محمد خاتمي فرمانده نيروي هوايي ايران (1354-1337) فرزند محمود خاتمي و خواهرزاده سيدحسن امامي (امام جمعه تهران) در سال 1297ش در شهر رشت به دنيا آمد. پس از تحصيلات ابتدائي، دوره متوسطه را در كالج آمريكايي (دبيرستان البرز) گذراند. در سال 1318 وارد اولين دوره رسته هوايي در دانشكده افسري شد و با درجه ستوان دومِ هوايي فارغ‌التحصيل گرديد. سپس در سال 1323 براي تكميل فن خلباني به كشور انگليس رفت. پس از بازگشت به ايران در سال 1325 خلبان مخصوص محمدرضا پ ه ل و ي و بعد به آجوداني وي منصوب گرديد.

 

خاتمي در سال 1324 با پرويندخت خديوي ازدواج كرد از وي يك دختر به نام صبريه داشت كه از موارد مهم اختلاف خانوادگي او و فاطمه پ ه ل و ي همسر دوم خود بود.

ارتشبد محمد خاتمي دوره تكميلي خلباني با جت را در انگليس و آلمان غربي (پایگاه ناتو) و دوره ستاد هوايي را در سال 1330 در آمريكا با موفقيت به پايان رساند و به عنوان اولين خلبان جت و يكي از اعضاي مؤسس تيم آكروجت نيروي هوايي شا هنشاهی ايران شناخته شد. او خلباني هواپيماي محمدرضا پ ه ل و ي را در روز 25 مرداد سال 1332 ابتدا به عراق و سپس به ايتاليا، برعهده داشت. با بازگشت محمدرضا پ ه ل و ي به ايران، كار خاتمي رونق گرفت به درجه سرهنگي ارتقاء يافت و فرمانده تيپ شكاري نيروي هوايي شد. خاتمي در بدو ورود به نيروي هوايي مشاغل ” هنر آموزگاري، سرهنر آموزگاري“ خلباني و فرمانده يگانهاي شكاري را برعهده داشت و از فرماندهان مورد اعتماد ش ا ه بود. او در سال 1336 در يك سانحه هوايي همسر اول خود را از دست داد و از اين موقعيت استفاده نمود و به فاطمه پ ه ل و ي خواهر صلبي محمدرضا پ ه ل و ي پيشنهاد ازدواج داد كه مورد موافقت ش ا ه قرار گرفت، اين وصلت در روز سي‌ام مرداد 1338 به وقوع پيوست، بدین ترتیب، وي يكي از اعضاي مؤثر خاندان پ ه ل و ي گرديد و به سرعت مدارج ترقي نظامي را طي نمود و ارتشبد شد.

 

مرحوم محمدرضا پ ه ل و ي در سال 1337 دست به تصفيه بزرگي در نيروي هوايي زد و كليه امرای قدیمی را بازنشسته و يا به واحد ديگر ارتش انتقال داد، تنها سرتيپي كه باقي ماند خاتمي بود. او را فرمانده نيروي هوايي كرد اختيارات زيادي به وي تفويض نمود. او درجات نظامي را سريعاً طي نمود به افسران شایسته، خارج از آيين‌نامه و مقررات درجه مي‌داد و اكثر افسران و امرا از سرسپردگان وي بودند. همچنين اعتبارات سنگيني براي خريد هواپيما، آموزش خلبانان و تأسيس پايگاههاي هوايي در سرتاسر ایران در اختيار گرفت و نيروي هوايي بسیار قدرتمندي تشكيل داد.

خاتمي مورد توجه فوق‌العاده مستشاران نظامي آمريكا بود به طوري كه آمريكايي ها در يك طرح اضطراري، او را كانديداي جانشيني محمدرضا پ ه ل و ي كرده بودند، اين طرح محرمانه به اطلاع ش ا ه رسيد و موجبات سوء ظن شاه نسبت به خاتمي را ساخت.
ارتشبد خاتمي علاوه بر فعاليت نظامي در بخشهاي اقتصادي، تجاري و كشاورزي نيز بسیار فعال بود. و از سهامداران عمده شركتهاي بورت، سيمان شمال، سيمان فارس، بانك اعتبارات، بانك عمران و كارخانه قند كرج به شمار مي‌رفت.

زنده یاد محمد خاتمي در 21 شهريور سال 1354 ضمن يك پرواز تفريحي با كايت (بال پرنده) در دریاچهء سد دز سقوط كرد و جان سپرد.


خاتمي از همسر خود فاطمه پ ه ل و ي داراي دو پسر به نامهاي كامبيز متولد 1341 و رامتين متولد 1346 مي‌باشد.

 

منبع: http://www.centralclubs.com/viewtopic.php?t=8279

+ نوشته شده توسط رضا در چهارشنبه بیست و دوم شهریور 1385 و ساعت |
گزارش‌هاي فزاينده‌اي وجود دارد كه نشان مي‌دهد ايران ممكن است از تكنولوژي‏هاي روسي براي توسعه موشك‌هاي دوربرد خودش كه با بردهاي 2000 تا 6250 كيلومتر استفاده كند. منابع اطلاعاتي اسرائيل و آمريكا گزارش داده‌اند كه ايران در حال توسعهء موشك‌ «شهاب 4» با برد ۳000 كيلومتر است و مي‌تواند تا حدود 2000 پوند مواد حمل كند و خطاي آن حدود 2400 متر است. برخي از برآوردها نشان مي‌دهد كه سيستم اين موشك سال 2004 تا 2005 عملياتي خواهد شد. معاون وزارت خارجه در امور خاور نزديك در 28 جولاي 1998 گواهي داد كه آمريكا برآورد مي‌كند اين سيستم هنوز جهت تقويت موتورها و سيستم هدايتي خود نياز به كمك خارجي بيشتري دارد.


برخي گزارش‌ها نشان مي‌دهد كه موشك «شهاب 4» بر اساس ويژگي‌هاي موشك «SS-4» ساخت شوروي تهيه شده است. گزارشهاي ديگر حاكي است كه موشك «شهاب 5» با برد بيشتر نيز وجود دارد كه بر اساس ويژگي‌هاي موشك Tapeo Dong يا SS-4 ساخته شده است. مي‌گويند اين موشك تا 4 هزار كيلومتر برد دارد و بيش از يك تن مواد را مي‌تواند حمل كند. ايران ممكن است دو برنامه موشكي ديگر شامل سيستم‌هاي دوربردتر داشته باشد كه گزارش‌هاي متعددي در خصوص حداكثر برد آن مطرح است بردهايي كه اين گزارش‌ها ذكر كرده‌اند، عبارتند از 3650 كيلومتر،‏ 4500 تا 5000 كيلومتر‏، 6250 كيلومتر و ده‌هزار كيلومتر.


واضح به نظر مي‌رسد كه ايران موفق به دستيابي به جزييات فناوري و طراحي موشك روسي SS-4 شده است. موشك SS-4 (كه به موشك R-12 يا Sandal نيز معروف است)، يك موشك روسي قديمي با سوخت مايع است كه براي اولين بار در سال 1959 به خدمت گرفته شد و احتمالاً به عنوان اجراي بخشي از پيمان IRBM نابود شده است. اين موشك بسيار بزرگ است و فناوري آن به اوايل دهه 1950 مربوط مي‌شود، البته بين سال‌هاي 1959 و 1980 دوبار نوسازي شده است. خطاي اين موشك 2 تا 4 كيلومتر و حداكثر برد آن دو هزار كيلومتر است و معنايش اين است كه فقط با يك كلاهك اتمي يا يك سلاح بيولوژيكي نزديك به مرگباري سلاح‌هاي هسته‌اي كارايي دارد. در عين حال فناوري كلي موشك SS-4 نسبتا ساده و نزديك به 1400 كيلوگرم وزن دارد.

موشک SS-4 در رژهء میدان سرخ مسکو


اين موشك يكي از معدود طراحي‌هاي موشكي كشوري با فناوري محدود است كه اميد داشت آن را به مرحله توليد انبوه برساند. وزن و برد اين موشك ايران را قادر مي‌سازد كلاهك نسبتا پيچيده هسته‌اي يا بيولوژيكي را بر روي آن نصب كند. در نتيجه نوع مدرن شده موشك SS-4 مي‌تواند طرحي خوب براي يك كشور در حال توسعه باشد. همچنين گزارش شده كه ايران يك موشك بالستيك دريايي را در سال 1998 مورد آزمايش قرار داده است.



برخي منابع خاطرنشان كرده‌اند كه صنايع نظامي روسيه قراردادهايي با ايران جهت كمك به اين كشور در رابطه با توليد سوخت مايع موشك، ساخت تونل‌هاي ويژة انبار موشك، توليد موشك‌هاي نمونه و توسعه نرم‌افزارهاي كامپيوتري تخصصي امضا نموده است. براي مثال اين گزارش‌ها نشان مي‌دهد كه مؤسسة روسي «آيروهدروديناميک مرکزي» در حال همكاري با سازمان صنايع نظامي ايران و گروه صنعتي شهيد همت است. گزارش‌ها حكايت مي‌كنند كه شركت دولتي روسيه به نام «روسووروژنيه» كه در خصوص همكاري در زمينه صادرات و واردات تسليحات و تجهيزات و اطلاعات نظامي فعاليت دارد، در معاملات با گروه صنعتي شهيد همت مشاركت دارند. همچنين گفته مي‌شود اين معاملات شامل تجهيزات ليزري تخصصي، آينه‌هاي تخصصي، مواد سربي تنگستن و فولاد تحت فشار براي توليد و توسعه موشك مي‌شوند. اين اقلام كمك‌ عمده‌اي به ايران مي‌دهند تا به توسعه انواع موشك‌هاي دوربرد اسکاد B و اسکاد C و نيز موشك‌هاي دقيق‌تر كه مشابه موشك No Dong هستند بپردازد.
به‌هرحال يك سكو مانند موشك CS - 802 مي‌تواند اطلاعات طراحي كافي براي توسعه‌ يك موشك‌ كروز با برد طولاني‌تر جهت اهداف ديگر را ارائه دهد و خليج‏فارس منطقة نسبتاً كوچكي است كه اكثر مناطق حاشيه‌اي و تأسيسات حساس آن نزديك ساحل قرار دارد. هواپيما يا كشتي‌ها مي‌توانند موشك‌هاي كروز حامل كلاهك‌هاي شيميايي و بيولوژيكي را از خارج محيط دفاعي معمولي كشورهاي خليج شليك كنند و ايران حداقل مي‌تواند موشك‌هاي ضد كشتي خود براي حمله به كشتي‌هاي نفت‌كش را جايگزين سلاح‌هاي شيميايي كند. اين كشتي‌هاي نفت‌كش بسيار بزرگند و چنانچه مورد هدف موشك‌هاي معمولي ضد كشتي قرار گيرند، حادثه بسيار مرگباري پيش خواهد آمد.



ساخت كامل يك موشك كروز بسيار سخت خواهد بود. ايران براي ساخت چنين موشكي بايد به تركيب CBW و كلاهك‌هاي خوشه‌اي دسترسي داشته باشد. به‌هر‌حال سيستم‌هاي دريانوردي و موتورهاي جت هنوز يك مشكل بالقوه هستند. سيستم‌هاي دريانوردي پيچيده كنوني مي‌تواند موجب حداقل چند كيلومتر اشتباه در برد موشك‌هاي با برد هزار كيلومتر شود و خطراتي براي هدايت موشك به‌ وجود آورد و احتمالا دو سوم از موشك‌هاي شليك شده با اين عوارض مواجه خواهند شد. اينك فناوري تجاري براي سيستم متفاوت جهاني استقرار موشك با دقت هدايتي 2 تا 5 متر در دسترس قرار مي‌گيرد.


موتورهاي توربين گازي با كاربرد دو‌گانه اينك در بازار تجارت وجود دارد كه ايران از آنها براي استفاده در موشك كروز بهره مي‌گيرد. البته يافتن موتوري با توربين قابل اعتماد و كارآ جهت يك كاربرد، در يك طرح ويژه موشكي ممكن است دشوار باشد. يك موتور فوق‌العاده كارآمد مي‌تواند قابل استفاده‌ در يك وسيله پرواري باشد. اما در خصوص توانايي براي طراحي و توليد چنين موتوري ترديد وجود دارد، البته بيش ‌از 20 كشور داراي مهارت طراحي و توليد مورد نياز براي چنين موتورهايي هستند.



ممكن است، مونتاژ وسيله‌ پروازي، موتور و كلاهك با يكديگر و‌ آزمايش آن اقدامي مشكل و فراتر از توانايي و مهارت ايران باشد، اما مونتاژ و آزمايش يك موشك كروز در مقايسه با يك موشك بالستيك دوربرد آسان‌تر است. ديگر اينكه چنين پيشرفت‌هايي در مقايسه با توسعه يك سيستم بالستيك بسيار كمتر قابل بازرسي خواهد بود.



ايران توانست از بسياري مشكلات موجود براي توسعه موشك كروز خودش عبور كند. اين عبور از طريق تغيير در موشك HY- Seersucker و تبديل آن به يك سلاح حمله زميني و ايجاد بيش‌ از 80 كيلومتر افزايش در برد آن، يا از طريق تغيير در موشك ضد كشتي CS-80 یا (Ylng Jai-1) و ارتقاي توانايي‌هاي آن انجام شد. گزارش‌هاي وجود دارد كه نشان مي‌دهد سپاه پاسداران مشغول انجام اين تغييرات در مركزي نزديك به بندرعباس است.

موشک ضدکشتی چینی «کرم ابریشم» اکنون به صورت انبوه در ایران تولید می گردد :

برخي متخصصان آمريكايي معتقدند كه ايران در سال 1997، موتورهاي موشكي قوي‌تري را مورد آزمايش قرار داده كه براي نصب در يك موشك با برد 1500 كيلومتر مناسب هستند. همه متخصصان آمريكايي واقعا معتقدند كه ايران سريعا در حال رسيدن به توانايي توليد موشك‌هايي با برد بيشتري از موشك «اسکاد «B است.دقيقا مشخص نيست كه ايران چه زماني خواهد توانست برنامه‌هاي موشكي خود را به آخرين مرحله توسعه برساند! مقدار كاملي از شليك مناسب موشك‌هاي آزمايشي را انجام و كلاهك‌هاي مرگ‌بار را توسعه دهد و بالاخره اينكه موشك‌هاي واقعي را مستقر كند. انجام بسياري از اين اقدامات بستگي به ميزان دريافت كمك‌هاي خارجي دارد.

آقاي ايتن بن الايهو، فرمانده نيروي هوايي اسراييل در 4 آوريل 1997 گزارش داد كه ايران موشكي كه توانايي هدف قرار دادن اسراييل را دارد آزمايش كرده است. شواهد گزارش وي اين بود كه روسيه در حال كمك به ايران براي توسعه دو موشك با بردهاي 620 و 780 مايل بوده است.
گزارش‌ها توجيهي كه توسط سازمان اطلاعات اسراييل (موساد) در سپتامبر 1997 عرضه شده است، نشان مي‌دهد كه روسيه در حال كمك به ايران در زمينه توسعه چهار نوع موشك بوده است. سازمان اطلاعات مركزي آمريكا (CIA) گزارش مي‌دهد كه چين نيز در رابطه با چهار موشك مزبور كمك‌هايي به ايران عرضه كرده است.چهار موشك مزبور موشك‌هاي شهاب هستند كه كارآيي آنها مشابه موشك‌هاي معرفي شده قبلي ايران است كه با اقتباس از طرح‌هاي كره شمالي تهيه شده‌اند.گزارش‌ها اسراييل نشان مي‌دهد كه موشك «شهاب 3»، سوخت مايع دارد و برد آن بين 1200 تا 1500 كيلومتر است و مي‌تواند 700 كيلوگرم مواد را حمل كند.اسراييل مدعي است كه موشك شهاب از اوايل 1999 آماده استفاده شدن خواهد بود.ايران موشك «شهاب 3» را در 21 جولاي 1998 آزمايش و ادعا كرد كه اين موشك، اقدام دفاعي در برابر تهديدات اسراييل است.

اين موشك طي 100 ثانيه، 620 مايل مسافت را طي نمود و بعد منفجر شد. منابع اطلاعات مركزي آمريكا (CIA) نتوانستند مشخص كنند كه اين انفجار عمدي بوده يا نه، اما اشاره كردند كه سيستم نهايي اين موشك بستگي به ميزان موادي كه حمل خواهد كرد، ممكن است حداكثر 1240 كيلومتر برد داشته باشد. آزمايش‌ها نشان داد كه اين موشك سيستم سوخت مايع دارد. رييس نيروي هوايي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي طي يك گزارش علني در 2 آگوست 1998 اعلام كرد كه موشك «شهاب 3»، يك موشك بالستيك با 53 فوت طول است كه 4300 متر در ساعت سرعت دارد و ارتفاع پرواز 82 هزار فوت است اين موشك مي‌تواند كلاهك يك تني را حمل كند. وي مدعي شد اين موشك با يك سيستم هوايي ساخت ايران كه دقت بسياري دارد هدايت مي‌شود. او افزود كه آزمايش نهايي هر سلاحي در ميدان جنگ واقعي مشخص مي‌شود اما موشك «شهاب 3» با توجه به كلاهك و حجم آن سلاح بسيار دقيقي است.

ديگر منابع ايراني گزارش دادند كه موشك «شهاب 3»، هشتصد مايل برد دارد. خاتمي در اول آگوست 1998 گفت كه ايران مصمم است، تقويت نيروهاي مسلح خود را صرف‌نظر از نگراني‌هاي بين‌المللي ادامه دهد. وي افزود كه ايران براي تقويت توان دفاعي خود از هيچ كس اجازه نمي‌گيرد. آقاي مارتين اينديک، معاون امور خاور نزديك در وزارت خارجه آمريكا در 28 جولاي گواهي داد كه آمريكا برآورد كرده كه هرچند سيستم موشك «شهاب 3»، نياز به تقويت بيشتر دارد ولي ممكن است بين سپتامبر 1998 و مارس 1999 براي انجام عمليات مقدماتي، مستقر و به كار گرفته شود.

ايران طي يك مانور نظامي در 25 سپتامبر 1998، موشك «شهاب 3» را كه بر پرتاب‌كننده آن سوار بود به نمايش گذاشت و يك مقام مسؤول در امور موشكي ايران گفت: «آمريكا هيچ كاري نمي‌تواند بكند و اسراييل از صحنه نقشه حذف خواهد شد». برخي گزارش‌ها حاكي از وجود موشك شهاب 3B است كه قدرت و برد بيشتري دارد. سيستم نهايي اين موشك كه به نظر مي‌رسد به موشك No Dong كه ساخت كره شمالي است و يا به موشك ساخت پاكستان به نام Ghauri يا Haff5 نزديك باشد. اين موشك براي اولين بار در آوريل 1998 آزمايش شد، لذا ساخت آن موجب شد، سؤالاتي در خصوص همكاري بين ايران ـ كره شمالي و پاكستان مطرح شود. كره شمالي در سپتامبر 1999 موشك Tapeo Dong را طي يك رژه نظامي به نمايش گذاشت و همچنين يك موشك با موتور راكت كه ويژگي‌هايش شبيه موشك «شهاب 3» بود را نيز نمايش داد.

سپاه پاسداران انقلاب اسلامي ايران در سپتامبر 1999 موشك ديگري به نام «زلزال» را نمايش داد و بيان نمود كه اين موشك اينك به «توليد انبوه» رسيده است. گفته مي‌شود توسعه اين موشك 5/4 سال طول كشيده و موشك «زلزال 2» نيز از آن ساخته شده كه سپاه پاسداران قبلا آن را نمايش داده بود. برخي برآوردها نشان مي‌دهد كه اين موشك با داشتن يك كلاهك 500 كيلوگرمي 900 كيلومتر برد دارد. به هر حال اين موشك كه در تهران به نمايش گذاشته شد و بر روي يك كاميون مجهز به دستگاه پرتاب‌كننده سوار شده بود، به نظر مي‌رسد بين 150 تا 200 كيلومتر برد داشته باشد. گزارش‌هاي فزاينده‌اي وجود دارد كه نشان مي‌دهد، ايران ممكن است از فناوري‌هاي روسي براي توسعه موشك‌هاي دوربرد خودش كه با بردهاي 2000 تا 6250 كيلومتر استفاده كند.

منابع اطلاعاتي اسراييل و آمريكا گزارش داده‌اند كه ايران در حال توسعه موشك‌ «شهاب 4» با برد 2000 كيلومتر است و مي‌تواند تا حدود 2000 پوند مواد حمل كند و خطاي آن حدود 2400 متر است.

برخي از برآوردها نشان مي‌دهد كه سيستم اين موشك سال 2003 تا 2005 عملياتي خواهد شد. معاون وزارت خارجه در امور خاور نزديك در 28 جولاي 1998 گواهي داد كه آمريكا برآورد مي‌كند اين سيستم هنوز جهت تقويت موتورها و سيستم هدايتي خود نياز به كمك خارجي بيشتري دارد.

برخي گزارش‌ها نشان مي‌دهد كه موشك «شهاب 4» بر اساس ويژگي ‌هاي موشك «SS-4» ساخت شوروي تهيه شده است. گزارش‌ها ديگر حاكي است كه موشك «شهاب 5» با برد بيشتر نيز وجود دارد كه بر اساس ويژگي‌هاي موشك Tapeo Dong يا SS-4 ساخته شده است. مي‌گويند اين موشك تا 4 هزار كيلومتر برد دارد و بيش از يك تن مواد را مي‌تواند حمل كند.

ايران ممكن است دو برنامه موشكي ديگر شامل سيستم‌هاي دوربردتر داشته باشد كه گزارش‌ها متعددي در خصوص حداكثر برد آن مطرح است بردهايي كه اين گزارش‌ها ذكر كرده‌اند، عبارتند از؛ 3650 كيلومتر،‏ 4500 تا 5000 كيلومتر‏، 6250 كيلومتر و ده‌هزار كيلومتر.

واضح به نظر مي‌رسد كه ايران موفق به دستيابي به جزييات فناوري و طراحي موشك روسي SS-4 شده است. موشك SS-4 (كه به موشك R-12 يا Sandal نيز معروف است)، يك موشك روسي قديمي با سوخت مايع است كه براي اولين بار در سال 1959 به خدمت گرفته شد و احتمالا به عنوان اجراي بخشي از پيمان IRBM نابود شده است. اين موشك بسيار بزرگ است و فناوري آن به اوايل دهه 1950 مربوط مي‌شود، البته بين سال‌هاي 1959 و 1980 دوبار نوسازي شده است. خطاي اين موشك 2 تا 4 كيلومتر و حداكثر برد آن دوهزار كيلومتر است و معنايش اين است كه فقط با يك كلاهك اتمي يا يك سلاح بيولوژيكي نزديك به مرگباري سلاح‌هاي هسته‌اي كارايي دارد.

در عين حال فناوري كلي موشك SS-4 نسبتا ساده و نزديك به 1400 كيلوگرم وزن دارد. اين موشك يكي از معدود طراحي‌هاي موشكي كشوري با فناوري محدود است كه اميد داشت آن را به مرحله توليد انبوه برساند. وزن و برد اين موشك ايران را قادر مي‌سازد كلاهك نسبتا پيچيده هسته‌اي يا بيولوژيكي را بر روي آن نصب كند. در نتيجه نوع مدرن شده موشك SS-4 مي‌تواند طرحي خوب براي يك كشور در حال توسعه باشد. همچنين گزارش شده كه ايران يك موشك بالستيك دريايي را در سال 1998 مورد آزمايش قرار داده است.

برخي منابع خاطرنشان كرده‌اند كه صنايع نظامي روسيه قراردادهايي با ايران جهت كمك به اين كشور در رابطه با توليد سوخت مايع موشك، ساخت تونل‌هاي ويژه انبار موشك، توليد موشك‌هاي نمونه و توسعه نرم‌افزارهاي رايانه‌اي تخصصي امضا نموده است. براي مثال اين گزارش‌ها نشان مي‌دهد كه مؤسسه روسي «آيروهيدروديناميک مرکزي» در حال همكاري با سازمان صنايع نظامي ايران و گروه صنعتي شهيد همت است. گزارش‌ها حكايت مي‌كنند كه شركت دولتي روسيه به نام «روسووروژنيه» كه در خصوص همكاري در زمينه صادرات و واردات تسليحات و تجهيزات و اطلاعات نظامي فعاليت دارد، در معاملات با گروه صنعتي شهيد همت مشاركت دارند. همچنين گفته مي‌شود اين معاملات شامل تجهيزات ليزري تخصصي، آينه‌هاي تخصصي، مواد سربي تنگستن و فولاد تحت فشار براي توليد و توسعه موشك مي‌شوند. اين اقلام كمك‌ عمده‌اي به ايران مي‌دهند تا به توسعه انواع موشك‌هاي دوربرد «اسکاد «B و «اسکاد «C و نيز موشك‌هاي دقيق‌تر كه مشابه موشك No Dong هستند بپردازد.

مطبوعات اسراييلي در آگوست 1997 گزارش دادند كه اسراييل شواهدي دارد كه حاكي از دريافت كمك ايران از روسيه است. اسراييل در سپتامبر 1997 مصرانه از آمريكا خواست كه جهت وارد آوردن فشار بر ايران اقدام كند. اخبار درز كرده از منابع رسمي نيز نشان مي‌دهند كه شركت‌هاي خصوصي و دولتي روسيه «گيروسکوپس»، قطعات الكترونيكي، تونل‌هاي نگهداري موشك، سيستم‌هاي هدايتي و قطعات مورد نياز ديگر براي ساخت موشك به ايران داده‌اند.

رييس‌جمهور يلتسين و وزير خارجه روسيه در ابتدا گزارش‌ها فوق را شديدا تكذيب كردند. رييس‌جمهور يلتسين پس از ملاقات با معاون رييس‌جمهور آمريكا، آقاي گور در 26 سپتامبر 1997 گفت:‌ «ما متهم به عرضه فناوري‌هاي موشك بالستيك به ايران هستيم. من دوباره شديدا اين چنين شايعاتي را تكذيب مي‌كنم».

به هر حال روسيه موافقت كرد كه سفير آمريكا در مسكو آقاي وينسر و آقاي «يوري کوپتيو» رييس برنامه فضايي روسيه مشتركا ادعاهاي سازمان اطلاعات مركزي آمريكا (CIA) را بررسي و در خصوص مواردي كه روسيه به ايران فرستاده است يك گزارش مقدماتي تهيه كند. نظر يلتسين، رييس‌جمهور، روسيه بعد از ديدن اين گزارش تغيير كرد و متقاعد شد كه روسيه كمك‌هايي به ايران داده است.
اداره خدمات امنيتي روسيه در اول اكتبر 1997 و حدودا يك هفته پس از تكذيب آقاي يلتسين بيانيه‌اي صادر و ضمن آن اعلام كرد، ايران هيچ‌گونه فعاليتي براي تهيه قطعات موتورهاي راكت با سوخت مايع كه ساخت روسيه هستند، نداشته است.

شركت‌هاي روسي كه گفته مي‌شود به ايران كمك داده‌اند عبارتند از: موسسه روسي آيروهيدروديناميک مرکزي كه در ساخت يك تونل ويژه نگهداري موشك‌ها همكاري نموده است، «روسووروژنيه» كه عاملي عمده براي صدور تسليحات روسي است و Kutznetaov (نام سابق آن Npo Trud بوده) كه توليدكننده موتور راكت در شهر سامراست. همچنين يك مركز تحقيقات عمده در مسكو به نام دانشگاه صنعتي دولتي «باومن» كه در توليد هدايت راكت مشاركت داشته‏، موسسه تحقيقاتي «ايساگي» كه توليدكننده سيستم هدايت راكت است و بالاخره مركز تحقيقاتي Polyus در مسكو كه يك شركت عمده توليدكننده و آزمايش‌كننده تجهيزات ليزري است و دانشگاه دولتي «باومن» مشغول مطالعه مهندسي راكت هستند.

همچنين مشخص شده است كه روسيه فولاد بسيار قوي و ورقه‌هاي ويژه در رابطه با برنامه توليد موشك دوربرد در ايران به اين كشور فروخته است. مركز تحقيقات و توليدي روسيه به نام Inor طبق موافقتنامه‌اي كه در سپتامبر 1997 امضا كرد، به ايران يك كارخانه جهت توليد چهار نوع فلز تركيبي فروخت كه اين فلزات تركيبي، براي توليد موشك‌هاي دوربرد استفاده مي‌شوند. مدير يك كارخانه ايراني جهت فروش 620 كيلوگرم فلزات تركيبي ويژه موسوم به 21HKMT و كمك به ايران جهت آماده‌سازي فلزات مزبور براي كاربرد در بدنه موشك‌ها مذاكره كرد. ايران پيشتر 240 كيلوگرم فلزات تركيبي خريده بود. مركز فوق‌الذكر همچنين ورقه‌هاي فلزي موسوم به CUBE2 و 49K2F و 50N با قطر 2 تا 4 دهم ميلي‌متر جهت استفاده در بدنه خارجي موشك‌ها فروخته است. فلز تركيبي 21HKMT به طور ويژه‌اي جالب بود زيرا كره شمالي نيز از آن براي طرح‌هاي موشكي خود استفاده كرد.

مركز Inor براي معاملات با گروه صنعتي شهيد همت براي عرضه‌ فولاد تحت فشار جهت كاربرد در ساخت موشك، مواد تركيبي سرب تنگستن، تجهيزات ليزري و آينه‌هاي تخصصي جهت كاربرد در‌ آزمايش موشك‌ها دلالي كرده بود.

اقدامات فوق موجب بروز يكسري مشاجرات و بحث‌ها بين آمريكا و روسيه در ژانويه 1998 شد كه غالبا همراه با تنش بودند. آمريكا مجددا سفير خود فرانک ويسنر را به مسكو فرستاد و معاون رييس‌جمهور آمريكا، آقاي گور با نخست‌وزير روسيه آقاي ويكتور چرنومردين تماس گرفت كه ممكن است كنگره‌ تحريم‌هايي را وضع كند. آقاي سرگئي ياسترازموبسکي سخنگوي كاخ كرملين به ‌عنوان پاسخ اوليه اعلام كرد كه هيچ نوع فناوري به ايران منتقل نشده است.

اين تكذيب روسيه خيلي شديد بود و اعتبار زيادي داشت. روسيه قبلا دستگيري چهار ديپلمات ايراني در 14 نوامبر 1997 در رابطه با خريد فناوري موشكي را اعلام كرده بود. ايراني‌ها در جستجوي خريد فناوري اصلي موشكي و استخدام دانشمندان روسي براي فعاليت‌ در ايران بودند. آقاي يوري کوپتيو، رييس آژانس فضايي روسيه به‌ هرحال اين مطلب را توضيح داد و گفت: «چند مورد بود كه برخي سازمان‌هاي روسي به دليل وخامت و ياس‌آور بودن وضعيت خودشان به همكاري با برخي پروژه‌هاي مبهم اقدام كرده‌اند و با صدور فناوري‌ها از تعطيلي و توقف فعاليت‌هايشان ممانعت كرده‌اند.»

نتيجه نهايي گفت و گوهاي آمريكا و روسيه، امضاي موافقتنامه توسط گور و چرنومردين جهت تقويت كنترل‌هاي بر انتقال فناوري بود، اما اين موافقتنامه موجب رفع كامل مشكل موجود نشد. با توجه به سخنان آقاي کوتيو مشخص مي‌شود كه وضعيت در روسيه رو به بدتر شدن است، نه بهتر شدن، لذا به دليل يأس و ركود در سازمان‌ها و شركت‌هاي روسي، مشكل انتقال فناوري به خارج از روسيه همچنان وجود دارد.
آقاي چرنومردين، نخست وزير روسيه دوباره در ملاقات با آقاي گور در تاريخ 12 مارس 1988 قول داد، تلاش‌ها براي محدودسازي انتقال فناوري به ايران را تقويت كند. آمريكا 13 مورد از كمك‌هاي روسيه به ايران را در ملاقات مزبور به طرف روسي اطلاع داد و پيشنهاد كرد كه آمريكا در مقابل جلوگيري از انتقال فناوري به ايران، شركت‌هاي آمريكايي را تشويق خواهد كرد كه در زمينه پرتاب ماهواره‌هاي تجاري به فضا با روسيه همكاري كنند.

چند قاچاقچي ديگر در 9 آوريل 1998 دستگير شدند. اين قاچاقچيان تلاش مي‌كردند، 22 تن فولاد ويژه را از طريق آذربايجان، تحت پوشش چند شركت روسي به ايران بفرستند.

وزارت خارجه آمريكا در 16 آوريل 1998 اعلام كرد كه 20 آژانس و مركز تحقيقاتي روسيه، استحقاق دريافت كمك از آمريكا را ندارند زيرا در انتقال فناوري موشكي به ايران نقش داشته‌اند.

بررسي‌هايي كه آمريكا در خصوص اقدامات ايران براي پراكنده‌سازي، مخفي‌سازي و نيز تقويت برنامه‌هاي مرتبط با تهيه موشك‌هاي ضد كشتي و ديگر سيستم‌هاي موشكي انجام داده، نشان مي‌دهد كه ايران برنامه‌هايي موثر براي كاهش آسيب‌پذيري موشك‌هايش بعد از حملات هوايي محدود آمريكا انجام داده است و ديگر آنكه ايران پس از حملات محدود اسراييل عليه اهدافي در منطقه خليج، همچنان بتواند قدرت موشكي خود را حفظ كند.

ايران سيستم‌هاي موشكي كوتاه برد دارد:

ايران در سال 1990 موشك‌هاي سطح به سطح به نام CSS - 8 كه نوع متحول شده از موشك SA - 2 بود و برد آن بين 130 تا 150 كيلومتر است، را از چين خريد.

ايران همچنين موشك‌هاي كروز ضد كشتي را كه در دريا و زمين مستقر مي‌شوند دارد. اين كشور ده موشك از اين نوع را در خلال جنگ ايران و عراق به سوي كويت شليك كرد كه يك كشتي تانكر نفتي تحت پرچم آمريكا را نيز مورد اصابت قرار داد.

ايران بسياري از فناوري‌هاي ضروري براي ساخت سيستم‌هاي موشكي كروز دوربرد را از چين دريافت كرده است:

هزينه تهيه چنين موشك‌هايي فقط 10 تا 25 درصد در قيمت نوع آمريكايي آن است و هزينه تهيه موشك‌هاي بالستيك با برد مشابه نيز همين مقدار است. موشك‌هاي HY - 2 و CS - 802 مي‌توانند با تغييري نسبتا سريع، براي حمله‌هاي زميني عليه اهداف موردنظر به كار گرفته شوند.
ايران در دسامبر 1995 گزارش داد كه يك موشك ضد كشتي ساخت داخلي موسوم به صاعقه 4 را، در مانورهايي كه در تنگه هرمز و درياي عمان انجام داد، مورد استفاده قرار داده است. گزارش‌ها ديگر نشان مي‌دهند كه چين براي ساخت موشك‌هايي نظير موشك‌هاي كروز ضد كشتي ساخت چين به نام‌هاي CS - 802 / CS - 801 و FL - 2 و F - 7 به ايران كمك مي‌كند. اين موشك‌هاي برد نسبتا محدودي دارند. برد موشك CS - 801 8 تا 40 كيلومتر، برد موشك CS - 802 15 تا 25 كيلومتر و حداكثر برد موشك F - 730 كيلومتر و حداكثر برد موشك F L - 10 50 كيلومتر است. حتي موشك‌هايي با برد 120 كيلومتري كه در ساحل ايران در خليج مستقر شده باشند، مي‌توانند اهداف در جنوب خليج را تحت پوشش و در تيررس خود قرار دهند. همچنين اين موشك‌ها داراي كلاهك‌هاي نسبتا كوچك با قدرت انفجاري بالايي هستند. در نتيجه ايران به‌جاي به‌كارگيري سلاح‌‌هاي مخرب و نابودسازي جمعي در سكو‌ها، بسيار مناسب مي‌داند كه به‌دنبال كسب توانايي‌هاي ضد كشتي باشد.
به‌هرحال يك سكو مانند موشك CS - 802 مي‌تواند اطلاعات طراحي كافي براي توسعه‌ يك موشك‌ كروز با برد طولاني‌تر جهت اهداف ديگر را ارايه دهد و خليج منطقه نسبتا كوچكي است كه اكثر مناطق حاشيه‌اي و تاسيسات حساس آن نزديك ساحل قرار دارد. هواپيما يا كشتي‌ها مي‌توانند موشك‌هاي كروز حامل كلاهك‌هاي شيميايي و بيولوژيكي را از خارج محيط دفاعي معمولي كشورهاي خليج شليك كنند و ايران حداقل مي‌تواند موشك‌هاي ضد كشتي خود براي حمله به كشتي‌هاي نفت‌كش را جايگزين سلاح‌هاي شيميايي كند. اين كشتي‌هاي نفت‌كش بسيار بزرگند و چنانچه مورد هدف موشك‌هاي معمولي ضد كشتي قرار گيرند، حادثه بسيار مرگباري پيش خواهد آمد.

ساخت كامل يك موشك كروز بسيار سخت خواهد بود. ايران براي ساخت چنين موشكي بايد به تركيب CBW و كلاهك‌هاي خوشه‌اي دسترسي داشته باشد. به‌هر‌حال سيستم‌هاي دريانوردي و موتورهاي جت هنوز يك مشكل بالقوه هستند. سيستم‌هاي دريانوردي پيچيده كنوني مي‌تواند موجب حداقل چند كيلومتر اشتباه در برد موشك‌هاي با برد هزار كيلومتر شود و خطراتي براي هدايت موشك به‌ وجود آورد و احتمالا دو سوم از موشك‌هاي شليك شده با اين عوارض مواجه خواهند شد. اينك فناوري تجاري براي سيستم متفاوت جهاني استقرار موشك با دقت هدايتي 2 تا 5 متر در دسترس قرار مي‌گيرد.

موتورهاي توربين گازي با كاربرد دو‌گانه اينك در بازار تجارت وجود دارد كه ايران از آنها براي استفاده در موشك كروز بهره مي‌گيرد. البته يافتن موتوري با توربين قابل اعتماد و كارآ جهت يك كاربرد، در يك طرح ويژه موشكي ممكن است دشوار باشد. يك موتور فوق‌العاده كارآمد مي‌تواند

قابل استفاده‌ در يك وسيله پرواري باشد. اما در خصوص توانايي براي طراحي و توليد چنين موتوري ترديد وجود دارد، البته بيش ‌از 20 كشور داراي مهارت طراحي و توليد مورد نياز براي چنين موتورهايي هستند.

ممكن است، مونتاژ وسيله‌ پروازي، موتور و كلاهك با يكديگر و‌ آزمايش آن اقدامي مشكل و فراتر از توانايي و مهارت ايران باشد، اما مونتاژ و آزمايش يك موشك كروز در مقايسه با يك موشك بالستيك دوربرد آسان‌تر است. ديگر اينكه چنين پيشرفت‌هايي در مقايسه با توسعه يك سيستم بالستيك بسيار كمتر قابل بازرسي خواهد بود.

ايران توانست از بسياري مشكلات موجود براي توسعه موشك كروز خودش عبور كند. اين عبور از طريق تغيير در موشك HY- Seersucker و تبديل آن به يك سلاح حمله زميني و ايجاد بيش‌ از 80 كيلومتر افزايش در برد آن، يا از طريق تغيير در موشك ضد كشتي CS-80Ylng Jai-1 و ارتقاي توانايي‌هاي آن انجام شد. گزارش‌هاي وجود دارد كه نشان مي‌دهد سپاه پاسداران مشغول انجام اين تغييرات در مركزي نزديك به بندرعباس است.

جنگنده‌هاي ضربتي دوربرد SU-24 با ميزان توانايي كه براي حمل دارند، تقريبا مشابه جنگنده F-111 ساخت آمريكاست و از بمب‌افكن‌هاي ميان برد ساخت شوروي بهتر هستند.

 



جنگده‌هاي بمب‌افكن F-4D/E، توانايي حمل سلاح‌هاي زيادي دارند. ايران توانايي تغيير دادن موشك‌هاي كرم ابريشم HY-2 و موشك‌هاي سطح به هوا SA-2 و تبديل آنها به سلاح‌هاي نابودي جمعي را داشته و حتي چند راكت دوربرد را در داخل توليد كرده است.

- راكت ايران 130 يا نازعات، بعد از پايان جنگ ايران و عراق توليد شد. جزييات كامل اين سيستم نامشخص است، اما به ‌نظر مي‌رسد، از قطعات موجود در بازار تجارت، با سوخت جامد و يك سيستم هدايتي ساده راكتي مونتاژشده كه برد آن 90 تا 120 كيلومتر است. قطر اين راكت 355 ميلي‌متر است، ولي ارتفاع آن فقط 87/3 متر و وزن آن فقط 580 كيلوگرم است. اين راكت مشخصا مي‌تواند به سه كلاهك مجهز شود، 1. كلاهك 180 كيلوگرمي با قدرت انفجاري بالا 2. كلاهك استفاده‌كننده از مهمات فرعي با قدرت انفجاري بالا 3. كلاهك مجهز به سلاح‌هاي شيميايي.

- راكت ايراني عقاب با 40 كيلومتر برد

- راكت SSM با 125 مايل برد احتمالا در مسير توليد قرار دارد و ممكن است نوع تغيير يافته FROG باشد.

تعداد زيادي از پرتاب ‌كننده‌هاي چند راكت به‌طور همزمان و لوله توپ كوتاه برد براي استفاده در سلاح‌هاي شيميايي در ايران وجود دارد.
سازمان اطلاعات مركزي آمريكا (CIA) در ژانويه 1999 گزارش داد كه منابع روسي و چيني، عرضه فناوري و كالاهاي مرتبط با موشك به ايران را ادامه مي‌دهند. تهران اينك از اين كالاها و فناوري‌ها براي دستيابي به خودكفايي در توليد موشك‌هاي MRBM استفاده مي‌كند. پرواز آزمايش موشك شهاب 3 MRBM در جولاي موفقيت ايران جهت دستيابي به هدفش را نشان داد. ايران قبلا با همكاري كره شمالي موشك Scud SRBM را توليد مي‌كرد و اينك توليد موشك شهاب 3 را آغاز كرده است. نكته ديگر اينكه وزير دفاع ايران به‌طور علني، توسعه موشك بالستيك شهاب 4 را اعلام نموده و گفت كه در مقايسه با موشك شهاب 3، برد بيشتري دارد و مي‌تواند مواد بيشتري را ‌حمل كند.
ايران با دريافت فناوري و مواد ذيربط از شركت‌هاي روسي توانست، توسعه موشك شهاب 3 MRBM را سرعت دهد لذا اولين پرواز آزمايشي آن در جولاي 1998 انجام شد.

گزارش سازمان اطلاعات مركزي آمريكا (CIA) در خصوص گسترش سلاح‌هاي موشكي ايران در سپتامبر 1999 برآورد كرد كه ايران دومين كشور دشمن آمريكا است كه با كسب بيشترين توانايي براي آزمايش ICBM قادر خواهد بود، طي 15 سال آينده آمريكا را هدف قرار دهد.
ايران ICMB را كه مي‌تواند چندصد كيلوگرم مواد را در بسياري از بخش‌هاي آمريكا در نيمه دوم دهه آينده پخش كند را آزمايش كرد كه از فناوري و كمك روس‌ها در آن استفاده نمود.

ايران موفق شد امور موشك Taepo Dong - Type ICBM را دنبال كند. بسياري از تحليلگران معتقدند ايران طي چند سال آينده مي‌تواند با كمك احتمالي كره شمالي موشك سه مرحله‌اي ICBM كه الگويي از موشك SLV 1 Taepo Dong - است و يا يك موشك سه مرحله‌اي به‌نام 2 - Type ICBM Dong - Taepo را مورد آزمايش قرار دهد.

ايران به احتمال زياد به زودي موشك SLV را آزمايش خواهد كرد. اين موشك مي‌تواند بعد از توسعه يافتن به موشك ICBM با توانايي حمل چند كيلوگرم مواد به آمريكا تبديل شود.

منبع مطلب: http://www.centralclubs.com/viewtopic.php?p=4826#4826

+ نوشته شده توسط رضا در سه شنبه هفتم شهریور 1385 و ساعت |