تبليغاتX
جامعترین وبلاگ نظامی فارسی

دستاني كوچك به پهناي يك حماسه

8 آبان، شهادت حسين فهميده



حماسه شهيد حسين فهميده در دفاع از ميهن جلوه‌اي ماندگار در تاريخ مقاومت مردم ايران است.


در چنين روزي شهيد فهميده با مشاهده حمله نيروهاي عراقي به خرمشهر، همراه با مردمي كه حيثيت و آبروي خود را در خطر مي‌ديدند به دفاع از شهر پرداخت و حماسه‌اي عبرت‌آموز خلق كرد.
حسين فهميده در سال اول ارديبهشت 1346 در روستاي سراجه شهر قم به دنيا آمد. تحصيلات ابتدايي را در دبستان روحاني و دوره راهنمايي را در مدرسه حافظ قم گذراند و در تحصيل و درس كوشا بود.
در سال‌هاي 1356 و 1357 به پخش اعلاميه‌هاي رهبر كبير انقلاب مبادرت مي‌ورزيد و در زمستان سال 1357 نيز در تظاهرات انقلاب اسلامي شركت كرد.
تلاش او براي پخش اعلاميه‌هاي امام از ديد ماموران رژيم شاهنشاهي پنهان نماند و حتي چندبار ضد انقلابها كتكش زده بودند تا دست از اين كارها بردارد اما او منصرف نشده بود. 12 بهمن 57، در بيمارستان بود. در اثر تصادف، طحالش پاره شده بود. تا از بيمارستان مرخص شد، آنقدر اصرار كرد كه پدر و مادرش، او را با برادر بزرگترش داود، به تهران فرستادند تا امام را از نزديك ببيند.



 

بعد از پيروزي انقلاب پيگير اخبار سياسي بود و كمي بعد كه شنيد اوضاع كردستان به خاطر فعاليت ضد انقلاب آشفته است، خيلي زود از طريق بسيج، خودش را به كردستان رساند، اما به خاطر كمي سن و كوتاهي قد، نيروهاي سپاه از پذيرش او خودداري كردند و از خانواده‌اش تعهد گرفتند تا ديگر به كردستان نرود.
وقتي كه رژيم بعثي عراق در 31 شهريور 59 به ايران حمله كرد، او تلاش كرد تا رضايت مسئولان سپاه را براي اعزام به جبهه جلب كند.آنقدر اصرار كرد تا قبول كردند برود. شهيد فهميده همرزمي بنام محمدرضا شمس داشت. اين دو زماني كه در خط مقدم بودند مجروح و مدتي در بيمارستان ماهشهر بستري شدند و بعد از مداوا دوباره به خط مقدم برگشتند.
روز هشتم آبان 1359، حسين فهميده و محمد رضا شمس، در نزديكترين سنگرها به دشمن، كنار هم بودند. محمدرضا مجروح شده بود و حسين سعي كرد دوستش را به عقب برساند تا مداوا شود. حجم حملات دشمن گسترش پيدا كرده بود و تانكهاي عراقي، نفرات كم تعداد رزمندگان ايراني را محاصره كرده بود و براي رهايي از اين وضعيت چاره‌اي جز جانفشاني نبود.
حسين آخرين نارنجكهاي باقيمانده را به خود بست و به سمت تانكها حركت كرد. در همين فاصله، تيري به پاي حسين خورد اما او كوتاه نيامد. با همان پاي زخمي، كشان كشان خود را به اولين تانك رساند و ضامن نارنجكها را كشيد.
با صداي انفجار اولين تانك، تانك‌هاي ديگر عراقي به تصور اينكه نيرويي تازه ‌نفس براي كمك به نيروهاي ايراني رسيده از مواضع خود عقب‌نشيني كردند.
يكي از همان روزهاي سرد پاييزي، ساعت هشت صبح، راديو برنامه‌هاي عادي اش را قطع كرد و خبر عمليات شهادت طلبانه يك دانش آموز سيزده ساله پخش شد. متعاقب آن، گوينده پيام حضرت امام را اينگونه خواند كه : «رهبر ما آن طفل سيزده ساله‌اي است كه با قلب كوچك خود ـ كه ارزشش از صدها زبان و قلم‌ ما بزرگتر است ـ با نارنجك، خود را زير تانك دشمن انداخت و آن را منهدم نمود و خود نيز شربت شهادت نوشيد».
شهيد فهميده در كنار شهداي دانش آموز ديگري چون بهنام محمدي و سحاب خيام نمونه‌هايي از 36 هزار دانش آموز شهيد ايراني هستند كه در خلق حماسه مقاومت مردم كشورمان عليه دشمن متجاوز نقش‌آفريني كردند.


منبع: خبرگزاری فارس

+ نوشته شده توسط سعید در چهارشنبه نهم آبان 1386 و ساعت |

رژيم صهيونيستي و كابوس ايران هسته اي



رژيم صهيونيستي به دلايل سياسي و امنيتي وايدئولوژيكي، بيشترين نگراني را نسبت به برنامه هسته اي ايران ابراز كرده است. اكنون در داخل رژيم صهيونيستي بحث بر سر آن نيست كه آيا ايران يك خطر هسته اي محسوب مي شود يا نه، بلكه بحث بر سر آن است كه چگونه بايد با خطر هسته اي اين كشور مقابله كرد.
به عبارت ديگر رژيم صهيونيستي جمهوري اسلامي ايران را به عنوان يك رژيم هسته اي غيرقابل بازگشت پذيرفته است. مقامات تل آويو از مكتب «بگين» تبعيت مي كنند كه معتقد بود هيچ كشوري در منطقه نبايد به سلاح هسته اي دست يابد و اسراييل را تهديد كند، اما اكنون با ظهور ايران هسته اي، آموزه هاي اين مكتب رنگ باخته است.
بسياري از اسراييلي ها خطر هسته اي ايران را يك تهديد وجودي براي رژيم صهيونيستي قلمداد مي كنند، اما گروهي معتقدند مي توان با ايران هسته اي به عنوان يك واقعيت كنار آمد و در هر حال امكان منع ايران از سير در روند هسته اي وجود ندارد.



 

از سويي برخي مقامات اسراييلي همچون رييس موساد «افرايم هالوي» برآنند كه خطر هسته اي ايران يك خطر وجودي نيست و حتي فراتر از اين، برخي تحليلگران اسراييلي قائل به آنند كه رژيم اسراييل براي ترسيم دشمن فرضي و در چهارچوب تئوري «توهم توطئه» به بزرگنمايي خطر ايران مي پردازد.
با اين حال موضع رسمي رژيم صهيونيستي آن است كه بايد به هر نحو با ايران هسته اي به مقابله برخاست و كابوس مرگ را از سر يهوديان زدود. اسراييل از زبان رسانه هاي آمريكايي ادعا كرد حمله هوايي به سوريه به خاطر بمباران مراكز هسته اي بوده است و سفر شتابان ايهود اولمرت نخست وزير اين رژيم به روسيه نيز بر خطر هسته اي ايران تمركز داشت. از سويي سخنان جرج بوش رييس جمهور آمريكا در باره وقوع جنگ جهاني سوم به خاطر مساله هسته اي ايران بار ديگر خطر ايران را در داخل اسراييل برجسته ساخته است و رسانه هاي صهيونيستي مرتبا در اين باره سخن مي گويند.
براي نمونه روزنامه معاريو در مورخه 20 اكتبر جاري سه صفحه نخست خود را به تهديدات ايران(و سوريه و حزب الله) اختصاص داد و بر آمادگي اسراييلي ها براي ورود در جنگ احتمالي آينده تاكيد زيادي نمود، در حالي اين روز طبق تقويم عبري مصادف با ترور اسحاق رابين نخست وزير اسبق اسراييل بود.
به نظر مي رسد رژيم اشغالگر فقط به راهكار نظامي جهت بازداري ايران از روند هسته اي مي انديشد، هر چند اقدام نظامي خالي از پيامدهاي سوء براي اين رژيم نخواهد بود. برخي ناظران به طرح اين سوال پرداخته‌اند كه آيا اسراييل در صدد حمله يك جانبه و پيشدستانه به مراكز هسته اي ايران ـ همانند حمله به مركز هسته اي عراق در سال 1981 ـ مي باشد؟
به نظر مي آيد رژيم صهيونيستي تمايلي به اقدام يك جانبه ندارد، لذا اسراييلي ها در مقابله با ايران، بر روي هم پيمان استراتژيك خود يعني ايالات متحده آمريكا حساب زيادي باز كرده اند. ژنرال «عاموس جلعاد» كه از استراتژيست هاي برجسته اسراييل در موضوع هسته اي ايران محسوب مي شود، معتقد است اسراييل نبايد در راس حمله نظامي به ايران قرار گيرد. «يواف ليمور» تحليلگر نظامي تلويزيون رسمي اسراييل هم گفته است: اسراييلي ها ترجيح مي دهند اگر قرار است عليه ايران حمله نظامي صورت گيرد اين كار به دست آمريكا انجام شود.
وي در تشريح توانمندي هاي نظامي اسراييل مي افزايد: اسراييل براي زدن تنها يك هدف در ايران حداقل بايد يك چهارم جنگنده هاي اف 16 خود را به كار گيرد و در عين حال ناچار است يك هشتم از اين جنگنده ها را براي پشتيباني و حمل سوخت وارد عمل كند. اين در حالي است كه نيروي هوايي اسراييل بايد براي مقابله با پدافند ايران و موشك هاي شهاب كه به سوي اسراييل شليك خواهد شد به طور گسترده اي وارد صحنه شود. البته اين موارد صرف نظر از خسارت هاي مادي و معنوي برخاسته از شروع نبرد مي باشد. ليمور در پايان مي پرسد: آيا اين همه هزينه ارزش زدن تنها يك هدف هسته اي در ايران را دارد؟
اما در جايي كه اميد اسراييل معطوف به زرادخانه نظامي ايالات متحده آمريكاست، شرايط واشنگتن هم چندان خوشايند نيست. سران تل آويو به اين جمع بندي رسيده اند كه دولت كنوني آمريكا در وضعيتي نيست كه بتواند عليه ايران اقدام نظامي انجام دهد. اين بدان معناست كه ايران زمان كافي براي پيشبرد فعاليت هاي هسته اي خود خواهد يافت و حتي تحريم هاي اقتصادي هم مانع آن نخواهد شد.
آمريكا برترين قدرت نظامي در جهان است، اما در داخل آمريكا نسبت به گزينه نظامي اتفاق نظر وجود ندارد. آن گونه كه روزنامه «هاآرتص» چندي پيش در سرمقاله خود آورده بوش به اين خاطر از جنگ جهاني سوم سخن گفته است كه رييس جمهور ايران اسراييل را تهديد به نابودي كرده است. لذا در داخل اسراييل از سخنان بوش استقبال شده و آن را نشان حسن نيت بوش در برابر اسراييل دانسته اند. هر چند گروهي در اين سخنان ترديد كرده ومي گويند بوش هنگام حمله به عراق هم حسن نيت داشت، اما نتيجه جنگ عراق حسن نيت بوش را زير سوال برده است!
هاآرتص مي افزايد: مقامات اسراييلي بارها تصريح كرده اند خطر ايران تنها متوجه اسراييل نيست بلكه ايران مشكل كل جهان است، اما متاسفانه جهانيان در برابر اين خطر سكوت كرده اند و اسراييل بايد با صداي بلند مظلوميت خود را به جهانيان اعلام كند!
«بنزيمان» از تحليلگران مشهور اسراييلي هم معتقد است بوش با طرح جنگ جهاني سوم، عملا اسراييل را در عمق معركه قرار داده است، دولت فعلي ايران بسيار خطرناك است و بايد مانع آن شد، اما نه به قيمت قرباني كردن اسراييل! به اعتقاد وي تصريحات بوش تنها جناح افراطي در داخل ايران را تشجيع مي كند و موجب مي شود ايران زودتر پروژه هسته اي خود را تكميل كند.
آيا اين تحليل ها بدين معناست كه اسراييل اميدي به حامي اصلي خود (آمريكا) ندارد؟ قطعا ايران دشمن مشترك آمريكا و اسراييل است، اما واقعيت آن است كه آمريكا در برابر ايران دچار ناكامي شده است وبي ترديد رژيم صهيونيستي هم بايد از اين ناكامي سهمي بستاند وپرونده شكست هاي سنگين گذشته خود را كامل نمايد!
با توجه به اين واقعيت است كه روزنامه صهيونيستي «يديعوت احرونوت» در مقاله اي انتقادي نسبت به عواقب جنگ هشدار داده و مي نويسد: بوش ثابت كرده است آماده برافروختن جنگ هاي احمقانه است و نخست وزير اسراييل هم نشان داده است كه بدون انديشه و درنگ و تنها با اشاره آمريكا وارد جنگ مي شود! يديعوت مي افزايد: ممكن است جنگ جهاني سوم آن گونه كه بوش پيش بيني كرده است رخ دهد، اما نه به خاطر رويكرد «ضد سامي» حكام ايران، بلكه به خاطر جنون حاكمي كه در كاخ سفيد بر اريكه قدرت تكيه زده است!
اين موارد حاكي از تضارب آرا در داخل اسراييل در باره ايران هسته اي مي باشد. آن چه مسلم است رژيم صهيونيستي ايران هسته اي را پذيرفته ونسبت به آن احساس خطر مي كند. اكنون اختلاف بر سر آن است كه چگونه با ايران برخورد كنيم. ميانه روهاي اسراييلي قائل به تعاملند وتندروها به جنگ اعتقاد دارند، البته جنگي كه آمريكا وبلكه همه جهانيان پيشتاز آن باشند، چرا كه اسراييل امنيت ملي خود را بر اساس ادعاي واهي«ملت برگزيده» با امنيت جهاني گره زده است!

نويسنده: فرزان شهيدي
منبع: باشگاه انديشه
خبرگزاری فارس

+ نوشته شده توسط سعید در چهارشنبه نهم آبان 1386 و ساعت |
بلغارستان، پایگاههای آمریکا و ژئوپولیتیک دریای سیاه

 

 

در اوایل اگوست ناو جنگی شرمن فورست یو اس اس که قابلیت نابودی موشکهای هدایت شونده را دارد، توسط ناوگان ششم آمریکا جهت مشارکت در تمرینات دریایی مشترک با نیروی دریایی بلغارستان در بندر بلغاری ورنا لنگر انداخت. این مسئله در حالت عادی یک امر معمول و عادی به شمار می رود، با وجود این شروع آرایش سربازان آمریکایی در تعدادی از پایگاههای نظامی بلغارستان نگرانیهایی را در دو هژمونی سنتی منطقه دریای سیاه یعنی ترکیه و فدراسیون روسیه افزایش داده است. بهرحال رسیدن این ناو به بلغارستان بعد جدیدی را در گسترش روابط امنیتی واشنگتن و صوفیه اضافه می کند و به ورود آمریکا به دریای سیاه اهمیت می بخشد.

اتحاد بلغارستان - ایالات متحده

در طول جنگ سرد، بلغارستان تحت رهبری تئودور ژیوکف به عنوان یکی از اقمار غیر قابل نفوذ مسکو به شمار می رفت. ولی پانزده سال بعد از سقوط شوروی این کشور با عضویت در ناتو و اتحادیه اروپا راه پیوستن به غرب را می پیماید.(اگر چه نسبت به دولتهای پیمان ورشو خیلی دیرتر اقدام کرد).

در 28آوریل 2006ایوایلو کالفین،وزیر خارجه بلغارستان و کاندولیزا رایس وزیر خارجه آمریکا یک توافقنامه همکاری و دفاعی به امضاء رساندند که اجازه می داد سربازان آمریکایی تا تعداد 2500نفر در بلغارستان مستقر شوند، ضمن آنکه در طی نقل و انتقالات، تعداد سربازان ممکن است تا 5000نفر برای مدت سی روز افزایش یابد. این سربازان در چهار پایگاه بلغاری مستقر خواهند شد که عبارتند از: منطقه آموزشی نووسلو، پایگاه هوایی بزمر. پایگاه هوایی گرف ایگناتیو.

سفیر ایالات متحده این توضیح را می دهد که هیچ پایگاه آمریکایی در بلغارستان وجود نخواهد داشت. این پایگاهها تحت پرچم و فرمان بلغارستان می باشند و در آینده نیز خواهند بود و ایالات متحده تنها در اهداف آموزشی با این پایگاهها شراکت خواهد داشت. همه بلغاری ها از وجود سربازان امریکایی در بلغارستان راضی نیستند، ولن میدرف رهبر حزب ملی گرای آتاکا اعلام کرده است که پایگاههای آمریکایی، بلغارستان را تبدیل به مکانی برای تروریست ها خواهد کرد.

باب دی هوب شفر، دبیر کل ناتو نیز با تردید به این پایگاههای آمریکایی نگاه کرده است، وی در مصاحبه با رادیو ملی بلغارستان اعلام کرده بود که توافق بر سر ایجاد پایگاههای نظامی آمریکایی در خاک بلغارستان یک توافق دو جانبه بین بلغارستان و آمریکا می باشد. «من نمی توانم تصور کنم که ناتو به چه نحوی می تواند در حال حاضر از این پایگاهها سود ببرد، در این سطح از کار هیچ فایده ای از این امکانات نظامی مشاهده نمی کنم».

علاوه بر این وزارت خارجه آمریکا در سال 2006 اعلام کرد که ایالات متحده و بلغارستان یک توافق نامه برای حمایت مشترک از پروژه های اجرای قانون در بلغارستان به امضاء رساندند و در ماه ژوئن چند تن از اعضای گارد ملی هوایی اورگان جهت تمرینات هوایی به پایگاه هوایی گرف ایگناتیو سفر کردند.

چرا بلغارستان؟

علاقه واشنگتن برای همراهی کردن این کشور اسلاوی بخاطر حجیم بودن امور نظامی این کشور نیست. بلکه از آن جهت است که اولاً این کشور از لحاظ جغرافیایی، فرصت خوبی را برای حضور گسترده تر ناتو و ایالات متحده در دریای سیاه فراهم می سازد که از این طریق می توانند طرحهای ساخت خط لوله های نفت و گاز را در این منطقه فراهم سازند، دوما نزدیکی این کشور به یوگسلاوی سابق که مکان تنش های دائمی خصوصا در یک دهه پیش بوده است و در نهایت آنکه کشورهای بالکان یک معبر ترانزیتی برای مواد مخدر به اروپا به حساب می آیند.

علاوه بر اینها این کشور روابط نزدیکی با کشورهای قفقاز مانند گرجستان که دوست همیشگی امریکا به شمار می رود، دارد. این پایگاه ها به آمریکا اجازه می دهد تا کنترل روزافزون خود را بر این کشور و منطقه خاورمیانه بزرگ حفظ کند بطوریکه در حال حاضر آمریکا ( از طریق استقرار ناوگان پنجم در بحرین)حضور خود را در جنوب حفظ کرده، و در آینده نیز از طریق بلغارستان در شمال حضور نظامی خواهد داشت.

دلیل دیگر برای همراهی بلغارستان باید مربوط به سناریوی احتمال رخ دادن هر اتفاقی در آینده باشد، یعنی اگر بلغارستان به سازمان های کشورهای اروپایی نپیوسته بود چه آینده ای می توانست برای آن متصور باشد؟ بی پرده باید گفت که اگر بلغارستان توسط ناتو به عضویت پذیرفته نمی شد احتمال افتادن این کشور در دایره نفوذ کشوری به نام روسیه وجود داشت..

در سالهای اخیر، کشورهای آسیای مرکزی مانند ازبکستان بعد از یک دوره دوستی کوتاه مدت با غرب به سمت مسکو حرکت کرده اند. در ازبکستان، محکومیت اسلام کریم اف بخاطر کشتار اندیجان در می 2005به حرکت این کشور به سمت مسکو شدت داد. دیگر کشور ها مانند بلاروس هنوز مسکو را به عنوان یک متحد طبیعی می پندارند. اگر بلغارستان در سال 2004به عضویت ناتو در نیامده بود احتمال داشت به عنوان یک کشور متحد روسیه در جنوب شرق اروپا تبدیل شود که در آن صورت روسیه می توانست این کشور را به یک موضوع امنیتی برای اروپا تبدیل کند.

روسیه به برکت صندوقهای پولی اش، یکبار دیگر سیاست خارجی تجاوزگونه خود را افزایش داده است که این امر در سایه داشتن متحدان بالقوه در سراسر جهان می باشد. اجلاس اخیر سازمان همکاری شانگهای یک نمونه از این موارد به شمار می رود. وقتی روسیه قدم به قفقاز و اروپای شرقی می گذارد این تعجب برانگیز نخواهد بود که مسکو از طریق تقویت کشورهای مستقل مشترک المنافع جهت تحکیم موقعیتش تلاش کند. در یک سناریوی شک برانگیز،احتمالا روسیه فاصله زیادی از آن گرفته که بخواهد بلغارستان را که به عضویت ناتو و اتحادیه اروپا درآمده است به عضویت در کشورهای مستقل مشترک المنافع دعوت کند. در عین حال در نظر گرفتن عامل ژئوپولیتیک و متحدان قدرتمند بخصوص برای کشورهای کوچکی مانند بلغارستان بسیار حیاتی می باشد.

تاثیر پیوستن بلغارستان به غرب بر ژئوپولیتیک مدیترانه و بالکان

رفاقت بلغارستان با ایالات متحده می بایست در این راستا مطرح شود که چگونه این رابطه دوستی بر توازن قوا و علائق ملی دیگر کشورهای منطقه تاثیر می گذارد؟

رابطه نزدیک بین صوفیه و واشنگتن زمانی مطرح می شود که یک تغییر مهم در فدراسیون روسیه در حال انجام است به عبارت دیگر در حالی که عواید عظیم ناشی از نفت و گاز در ترکیب با رهبری سفت وسخت پوتین، روسیه را در برگشت به عقب مدیریت می کند و پوتین در سیاست خارجی و نظامی، نگاه خود را به منافع فرامرزی و بازسازی حوزه نفوذ سنتی خود متمرکز کرده است، این رابطه مطرح می شود.

اخیرا تعدادی از نظامیان روسی در مورد اعزام نیروی دریایی روسیه به مدیترانه بحثی را به راه انداخته اند که به معنای یک حضور نیروبخش در دریای سیاه می باشد. ولادیمیر ماسورین، دریادار روسی می گوید: دریای مدیترانه یک تهدید مهم عملیاتی برای ناوگان روسیه در دریای سیاه به شمار می رود. او همچنین یادآور شد که منطقه تحت کنترل ناوگان روسی از طریق دریای سیاه و دریاهای مدیترانه به سمت اقیانوس اطلس گسترده شود. او اضافه می کند که ما باید حضور دائمی ناوگان دریایی روسیه را در این منطقه حفظ کنیم. این قابل فهم است که روسیه در پی آن است که پرسنل نظامی امریکا را از منطقه دریای سیاه دور نگه دارد و وضع موجود منطقه را از طریق تقسیم نفوذ با ترکیه حفظ کند.

ترکیه نیز با وجود آنکه یکی از اعضای ناتو به شمار می رود، میل دارد واشنگتن را از این منطقه دور نگه دارد و موقعیت خودش را به عنوان یک قدرت منطقه ای در مدیترانه و دریای سیاه حفظ کند و نمی خواهد این نفوذ را از دست بدهد. هنوز خیلی زود است گفته شود که آیا روابط آنکارا - واشنگتن در صورت ورود سربازان آمریکایی و افزایش نفوذ آمریکا در بلغارستان و دریای سیاه تحت تاثیر منفی قرار خواهد گرفت یا نه.

با وجود این سناریوی دیگری که احتمالا ارزش بررسی دارد این است که چون ترکیه حوزه نفوذ سنتی خود را در تهدید می بیند و هیچ نشانه ای از پیوستن به اتحادیه اروپا را در آینده نزدیک نمی بیند، احتمال دارد در جهت دوستی با دیگر کشورها از جمله روسیه حرکت کند.

مقامات روسی و ترکی حتی با بحث و مناظره هایی که با هم داشتند تاکید کردند با وجود گروه همکاری دریایی در دریای سیاه برای حفظ امنیت منطقه حضور آمریکاییها در دریای سیاه غیر ضروری می باشد.

این گروه همکاری در دوم آوریل 2002بین ترکیه، روسیه، گرجستان، بلغارستان، رومانی و اوکراین جهت افزایش صلح و ثبات در منطقه دریای سیاه بوجود آمد که علاوه بر این موجب افزایش فعالیتهای همکاری منطقه ای و توسعه روابط همسایگان مجاور گردید. در ششم آگوست، نیروهای دریایی ترکیه، رهبری گروه همکاری دریایی در دریای سیاه را طی مراسمی در پایگاه دریایی گلکوک از نیروی دریایی روسیه تحویل گرفت. عجیب آنکه این اتفاق تقریبا موازی با لنگر انداختن شرمان فورست یو اس اس در بلغارستان رخ می داد.

درهمین جهت بلغارستان ممکن است با نزدیک شدن بیش از حد به آمریکا، پیوندهای تاریخی خود را با دیگر کشورها و همچنین دوستی با متحدان جدید را با خطر مواجه سازد. در سراسر دهه 1990و اوایل همین دهه، بلغارستان همچون رومانی بین دوستی با ایالات متحده و اروپای پیر (از جمله قدرتهایی مانند فرانسه،آلمان و بریتانیا)و حفظ روابط تاریخی با روسیه و جهان عرب فاصله ایجاد کرد. همراهی کردن واشنگتن به احتمال زیاد می تواند این روابط را در وضعیت نامعلومی قرار دهد که در نتیجه تجارت، سرمایه گذاری خارجی و روابط سیاسی خود را در آینده با خطر مواجه خواهد ساخت.

بلغارستان و انتخاب متحدان جدید

در بسیاری از موارد روابط بین دولتها شبیه یک بازی شطرنج ژئوپولیتیکی می باشد که حکومت باید به عواقب هر حرکتی که انجام می دهد بیاندیشد. در طول دوران حکومت شوروی، بلغارستان یکی از متحدان اصلی شوروی در جنوب شرق اروپا به شمار می رفت که واشنگتن تلاش بسیاری را جهت بهبود روابطش با این کشور به انجام رساند. در واقع،تصمیم تئودور ژیوکف برای باقی ماندن در حلقه اتحاد مسکو به معنای آن بود که وی می خواهد بطور نامحدود در قدرت باقی بماند و احتمالا این مطلب را درک کرده بود که در صورت تلاش برای جدایی از مسکو به عزل خود اقدام کرده است، از این رو وی تصمیم به حفظ وفاداری اش به کمونیسم گرفت. امروز سیاستمداران در صوفیه تصمیم گرفته اند که با عضویت در سازمانهایی شبیه ناتو و اتحادیه اروپا و همچنین همراهی کردن واشنگتن، غرب را بعنوان بهترین گزینه همراهی کنند.

سیاستمداران صوفیه می بایست به واسطه موقعیت ژئوپولیتیکی ویژه بلغارستان، سنجش دقیقی از ناتو، اتحادیه اروپا و ایالات متحده که قصد ایجاد روابط گسترده با آنها دارند به عمل بیاورند، علاوه بر این بلغارستان نباید روابط تاریخی اش را با کشورهای حومه بالکان،دنیای عرب و روسیه فراموش کند.

بعید به نظر می رسد که بلغارستان بخاطر پذیرش سربازان آمریکایی به عنوان هدفی برای تروریست ها قرار بگیرد، ولی این مسلم است که کرملین نگاه خودش را بر توسعه این کشور در سالهای آتی حفظ خواهد کرد. صوفیه نیاز دارد در ذهنش بسپارد که مهمترین علاقه واشنگتن (همچون مسکو در سابق)، تنها به دلیل موقعیت ژئوپولیتیکی این کشور در دریای سیاه می باشد.

برگردان: آیت اله مرادی

منبع:PINR
سایت ایراس iras.ir

+ نوشته شده توسط سعید در سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386 و ساعت |
سیستم GPS


سیستم GPS از سه بخش تشکیل شده که عبارتند از:

الف) ماهواره ها

بخش ماهواره ای سیستم از 21 ماهواره اصلی و 3 ماهواره یدکی واقع در مدار زمین تشکیل میشود. این ماهواره ها در 6 مدار جداگانه که با صفحه استوا زاویه 55 درجه میسازند قرار گرفته اند. مدار ماهواره ها بیضی شکل بوده و با سرعتی نزدیک 4.5 کیلومتر بر ثانیه در حرکت هستند (شکل 5). این ماهواره ها به سبب ارتفاع زیادشان در بخش بزرگی از زمین دیده میشوند. الکتریسیته مورد نیاز از دو صفحه متشکل از باطریهایی با سلولهای خورشیدی به سطح 7.2 متر مربع تامین میگردد (شکل6).

مشخصات عمومی ماهواره ها عبارتند از:

نام ، NAVSTAR
سازنده ، Rackwell International
ارتفاع پرواز ، 20183 کیلومتر
وزن ، 860 کیلوگرم
اندازه ، 7.2 متر مربع با صفحات خورشیدی
زمان پیمودن دور کره زمین ، 12 ساعت نجومی (11 ساعت و 58 دقیقه)
صفحه مداری ، با صفحه استوا زاویه 55 درجه میسازد
عمر تخمینی ، 7 سال






ب) کنترل کننده سیستم

بخش کنترل کننده از 5 ایستگاه تشکیل شده است. وظایف عمده ایستگاهها عبارتند از:

کنترل وضعیت سلامت ماهواره ها
تعیین موقعیت ماهواره ها
کنترل رفتار ساعت اتمی هر ماهواره
تزریق پیامهای ناوبری به کلیه ماهواره ها

ایستگاههای کنترل ، موقعیت لحظه ای ماهواره را تعقیب کرده و با استفاده از آن اطلاعات موقعیتهای آینده ماهواره را پیش بینی میکنند. در این ایستگاهها همچنین اطلاعاتی نیز در مورد شرایط جوی جمع آوری میشود. از این اطلاعات جهت تعیین دقیق تاخیر حاصل از عبور امواج رادیویی از جو استفاده میشود (شکل 7).



ایستگاههای پنجگانه در مکانهای هاوائی واقع در اقیانوس آرام ، کلرادو اسپرینگز در آمریکا ، اسنسیون در اقیانوس اطلس ، دیگه گارسیا در اقیانوس هند و کواجالین در اقیانوسیه قرار دارد.

سه ایستگاه اسنسیون ، دیگو گارسیا و کواجالین میتوانند به ماهواره ها پیام مخابره کنند. این پیامها شامل موقعیتهای جدید ماهواره ها ، تصحیح ساعت و اطلاعات دیگر است. همچنین کلیه دستوراتی که به ماهواره ها داده میشود از طریق این سه ایستگاه صورت میگیرد. ایستگاه کلرادو اسپرینگز ایستگاه اصلی اس. اطلاعات حاصل از تعقیب ماهواره ها از کلیه ایستگاههای دیگر جمع آوری و به این ایستگاه مخابره میشوند. محاسبات مربوط به موقعیت هر ماهواره و تصحیح ساعت آن در این محل صورت میگیرد.

تغییر و یا تنظیم موقعیت ماهواره ها از جمله فرامین این ایستگاه است. جایگزین کردن ماهواره های جدید بجای یک ماهواره از کار افتاده نیز از طریق دستورات این ایستگاه انجام میشود.


ج) گیرنده های GPS

یک گیرنده GPS قادر به انجام چهار کار اساسی است.

- موقعیت دقیق محل استقرار را محاسبه کند.
- موقعیت یک نقطه را از روی نقشه به حافظه آن وارد کرده و بعد توسط محاسبه موقعیت محل استقرار به آن نقطه هدایت کند.
- میتواند اطلاعات مربوط به هر نقطه را که گیرنده در آن حضور دارد به حافظه سپرده تا در صورتی که مراجعت از مکانی به آن نقاط مورد نظر باشد قادر به یافتن مسیر بازگشت باشد.
- با محاسبه مستمر موقعیت یک متحرک جهت حرکت متحرک را نسبت به شمال یافته و سرعت متوسط حرکت را محاسبه کرده و زمان رسیدن به مقصد مشخص شده را با توجه به سرعت بدست آمده تخمین میزند.

تواناییهای فوق سبب شده GPS در کاربردهای زیر نقش اساسی ایفا کند.

کاربردهای زمینی:

نقشه برداری و ژئودزی ، کاداستار ، تعیین جابجایی و Deformation و هدایت زمینی

کاربردهای دریایی:

تعیین موقعیت سکوهای نفتی ، نقشه برداری جزیره های زیر آبی ، جستجو و نجات ، تعیین جذر و مد ، تعیین بنادر و لنگرگاهها و هدایت کشتی به بنادر

کاربردهای هوایی:

فتوگرامتری ، تعیین موقعیت ماهواره ای Remote Sensing ، هدایت هواپیماهای بدون سرنشین و هدایت هواپیماها و موشکها

گیرنده های GPS سیستمهایی غیرفعال هستند. یعنی سیستمهایی هستند که فقط اطلاعات را دریافت میکنند و اطلاعاتی ارسال نمیکنند. لذا از نقطه نظر نظامی مطلوب بوده چون دشمن از موقعیت گیرنده آگاه نمیشود. همچنین میتواند در هدایت نیروهای پیاده و واحدهای زرهپوش در بیابانهای بی عارضه و تعیین موقعیت دقیق موضع پرتاب موشکهای زمین به زمین کمک فوق العاده ای نماید.

گیرنده های GPS در ابعاد متفاوت با وزنی کمتر از نیم کیلوگرم میتوانند با محاسبه پیوسته موقعیت جسم در حال حرکت سرعت جسم حامل گیرنده را تخمین زده ، حرکت او را بدست آورده و انحراف آن از شمال مغناطیسی را نمایش داده و در نهایت زمان رسیدن به مقصد مورد نظر را با بدست آوردن موقعیت و سرعت تخمینی ارائه نمایند.

غیرفعال بودن GPS سبب صرفه جویی زیاد در باطری شده و بسیاری از گیرنده های فوق را در برابر ضربه ، شوک ، آب و ... مقاوم میکند. برای اینکه گیرنده های GPS و ماهواره بتوانند همزمان کدهای مربوطه را تولید کنند در گیرنده و ماهواره ساعتهای دقیقی بکار رفته است. این سبب میگردد همواره GPS بتواند وقت دقیق محلی را نیز ارائه کرده و حتی ساعت طلوع و غروب خورشید را با استفاده از زمان و موقعیت گیرنده محاسبه و اعلام کند.

گیرنده های GPS از سه قسمت آنتن ، RF و دیجیتال تشکیل شده است.


آنتن

آنتن گیرنده های GPS انواع مختلفی دارد اما آنتنهای GPS همگی دارای پلاریزاسیون دایروی هستند. در اینجا به چند آتن اشاره میشود:

- آنتن تک قطبی یا دو قطبی: این آنتنها برای اینکه عملکرد خوبی داشته باشند احتیاج به یک صفحه زمین دارند و تک فرکانس هستند.

- آنتن هلیکس چهار قطبی: این آنتن تک فرکانس است و نسبت به آنتنهای تک قطبی پیچیده تر بوده اما دارای گین بالاتر بوده و نیاز به صفحه زمین ندارد.

- آنتن میکرواستریپ: ساختمان ساده و کم حجمیدارد و برای کارهای هوایی مناسب است و میتواند در دو فرکانس کار کند ولی دارای گین کمی است.

- آنتن هلیکس مخروطی: میتواند در دو فرکانس کار کند و دارای گین بالایی است اما ابعاد آن بزرگ بوده و برای کارهای هوایی مناسب نیست زیرا اگر برای دریافت یسگنال ماهواره ای در افق به سمت آنها قرار گیرد قادر به پیدا کردن ماهواره های بالای سر نیست.

- آنتنهای میکرواستریپ به سبب کوچکی میتوانند مستقیما به موازات آسمان نگه داشته شود و میتواند هر ماهوراه ای را که در بالای سر قرار داشته باشد پیدا کند. ماهواره ها باید حداقل 10 درجه در بالای سطح افق قرار داشته باشند تا با این آنتن ردیابی شوند. برای دریافت سیگنالهای ماهواره باید ماهواره ها درد دید باشند. هوای بارانی و برفی و طوفانی از رسیدن امواج جلوگیری نمیکنند اما موانعی همچون درختان ، صخره ها ، ساختمان بلند و نیز بودن گیرنده در داخل ساختمان ، اتومبیل و هواپیما و ... از رسیدن امواج جلوگیری میکند. لذا در صورت استفاده در یک متحرک مانند هواپیما به آنتن خارجی نیازمند هستیم. در اینصورت آنتن باید فعال باشد تا سیگنالها را قبل از انتقال از طریق کابل به گیرنده تقویت کند.




ادامه دارد ...
تهیه کننده: سعید ، وب سایت میلیتاری
هرگونه استفاده بدون ذکر نام سایت میلیتاری مجاز نمیباشد.
+ نوشته شده توسط سعید در جمعه بیستم مهر 1386 و ساعت |

آشنایی با سیستم تعیین موقعیت جهانی ( GPS )


تعیین موقعیت بر مبنای فضا

زمانی طولانی از عصر پیشتازانی همچون داپلر که اندازه گیری زمین به زمین را به اندازیه گیری زمین به فضا تغییر داده بودند میگذرد. آمریکو وسپوس دریانوردی در قرن پانزدهم بود که نحوه اندازه گیری او در سحال برزیل و بر مبنای گزارش کریستف کلمب انجام شد. وسپوس همراه خود یک تقویم نجومی داشت که در آن زمانها و موقعیت ستارگان مختلف و وقایع سماوی بر مبنای زمان اندازه گیری شده در شهر فراره ایتالیا ترتیب یافته بود. بر این اساس در نیمه شب 23 اوت 1499 کره ماه باید در برابر زمین و کره مریخ قرار میگرفت. وسپوس تقاطع مذکور را در برزیل مشاهده کرد و متوجه شد که این تقارن شش و نیم ساعت بعد از آنچه که باید در فراره دیده میشد به وقع پیوسته است. لذا با استفاده از اختلاف زمان و اندازه پیرامون زمین که بطلمیوس بدست آورده بود توانست فاصله و طول جغرافیایی فراره را محاسبه کند. نتایج حاصل این بود که او در هندوستان نیست بلکه کریستف کلمب قاره جدیدی را کشف کرده بود که از آن پس به نام وسپوس (آمریکا) نام گذاری شد. وسپوس اولین کسی بود که به حقیقت کشف کریستف کلمب پی بد فقط به این دلیل که توانست موقعیت دقیق خود را با استفاده از اجرام سماری تعیین کند. تعیین موقعیت با این روش خطایی در حدود یک مایل را ارائه میکند.

ایده اساسی تعیین موقعیت بر مبنای فضا با استفاده از ماهوراه های ساخت بشر نخستین بار از اوایل سال 1960 توسط ایالات متحده و در ناسا شروع گردید. ترانزیت (TRANSIT) از اولین سیستمهای ماهواره ای و دارای کارایی موثر بود. این گروه ماهواره از زمان رهایی اش در سال 1967 کاربردهای تجاری و نقشه برداری و ژئودزی فراوانی یافت. از ویژگیهای ترانزیت این بود که برای پوشش کامل زمین به حداقل 6 ماهواره نیاز داشت و زمان انتظار برای کسب اطلاعات تا 1.5 ساعت بالغ میگشت. این ماهواره ها در مدارهای 1100 کیلومتری بالای زمین میچرخیدند. از دیگر ویژگیهای آن علاوه بر وقت گیری زیاد ، دقت کم ان بود که با ورود GPS مورد کم توجهی قرار گرفت. در سال 1974 به دنبال درخواست وزارت دفاع آمریکا برای ایجاد یک سیستم ناوبری فضایی ، تحقیقات در زمینه طراحی سیستم مطلوب آغاز گشت و در سال 1983 سیستم VAVSTAR GPS معرفی گردید و تا سال 1992 تکمیل شد. ناوبری و تعیین موضع اگر چه امروزه به عنوان یک ابزار مکمل ناوبری استفاده میشود ، اما انتظار میرود به زودی به وسیله اصلی ناوبری بدل گردد. در برابر توسعه و تکمیل GPS ، سیستم ناوبری ماهواره ای روسیه به نام GLONASS ایجاد و در پایان سال 1995 تکمیل گشت.


ایده اساسی در تعیین موقعیت

فرض کنید روی صفحه ای قرار داریم. اگر فاصله خود را با یک نقطه مشخص A اندازیه گیری کنیم و مختصات نقطه A را نیز بدانیم ، میتوانیم دایره ای به مرکز نقطه A و به شعاع فاصله اندازه گیری شده ترسیم کنیم. در این صورت مختصات موقعیت ما بر روی دایره ترسیم شده قرار دارد (شکل 1).









اگر بر روی این صفحه دو نقطه مشخص A و B موجود باشد و فاصله خود را با هر یک از دو نقطه محاسبه کنیم مختصات موقعیت ما باید هم بر روی دایره ای به مرکز نقطه A و شعاع a واقع باشد و هم بر روی دایره ای به مرکز B و شعاع b . در نتیجه ما بر روی یکی از دو نقطه تلاقی دو دایره واقع هستیم (شکل 2). در صورتی که تعداد نقاط واقع بر صفحه به 3 افزایش یابد ، براحتی میتوان نشان داد که موقعیت دقیق ، بر روی صفحه بدست می آید و این از طریق سه دایره به مرکز آن نقاط معلوم و شعاعهای فواصل اندازه گیری شده تا آن نقاط می باشد (شکل3).

اکنون مثال خود را به فضای سه بعدی منتقل میکنیم. دوایر ترسیم شده قبلی جای خود را به کره های ترسیم شده خواهند داد لذا از ترسیم فقط یک کره ، سطح کره و از ترسیم و تلاقی دو کره ، فصل مشترک دو کره بصورت یک دایره بدست می آید. اگر سه کره ترسیم کنیم و تلاقی دهیم نقاط مشترک بین سه کره دو نقطه خواهد بود و اگر فاصله خود را با چهار نقطه معلوم در فضای سه بدی اندازه گیری کنیم و سپس چهار کره ترسیم کرده و تلاقی دهیم فقط یک نقطه واحد به دست خواهد آمد.

ایده اساسی در تعیین موقعیت این است که موقعیت دقیق حداقل 4 ماهواره در فضا را یافته و فاصله خود از آن ماهواره ها را بدست می آوریم تا بتوانیم موقعیت دقیق خود را محاسبه کنیم و دقت مکان یابی در این روش بستگی به به دقت مکانی ماهواره ها و دقت در فواصل اندازه گیری شده با ماهواره دارد.


اندازه گیری مسافت و مختصات مکانی ماهواره

مختصات مکانی هر ماهواره توسط خود آن ماهواره ارسال و توسط گیرنده دریافت میشود. این مختصات بصورت اطلاعات مداری به نام افمریس (Ephemeris) نامیده میشود.



هر ماهواره GPS کد مخصوصی را ارسال میکند. گیرنده GPS در روی زمین نیز همان کد مخصوص را تولید خواهد کرد. برای همزمانی در تولید کدهای مذکور باید زمان طبق یک ساعت دقیق تنظیم گردد. کد دریافت شده توسط گیرنده با کد تولید شده گیرنده متناسب با فاصله ، تاخیر خواهد داشت. اندازه گیری تاخیر زمانی بین کد تولید شده و کد دریافت شده به اندازه گیری فاصله منجر میشود (شکل 4). سرعت امواج الکترومغناطیسی در خلا 300,000000 است ، با فرض اینکه دقیقا کدهای تولید شده در ماهواره و گیرنده همزمان باشد و کد ارسالی از ماهوراه فقط از خلا عبور کند ، فاصله گیرنده تا ماهواره با حاصل ضرب زمان تاخیر تاخیر بین کد دریافت شده با کد تولید شده در گیرنده ، در سرعت امواج الکترومغناطیس در خلا برابر خواهد بود.


ادامه دارد ...
تهیه کننده: سعید ، وب سایت میلیتاری
منبع اصلی: کتاب سیستمهای رادیویی در ناوبری هوایی
هرگونه استفاده بدون ذکر نام سایت میلیتاری مجاز نمیباشد.

+ نوشته شده توسط سعید در پنجشنبه نوزدهم مهر 1386 و ساعت |